firemouths

[ایالات متحده]/ˈfaɪərmaʊðz/
[بریتانیا]/ˈfaɪrmaʊðz/

ترجمه

n. جمع firemouth، یک نوع ماهی

عبارات و ترکیب‌ها

the firemouths

سگ‌های آتشی

two firemouths

دو سگ آتشی

breeding firemouths

سگ‌های آتشی تولید کننده

wild firemouths

سگ‌های آتشی جنگلی

aggressive firemouths

سگ‌های آتشی مهاجم

spawning firemouths

سگ‌های آتشی تخم‌گذار

young firemouths

سگ‌های آتشی جوان

firemouths fighting

سگ‌های آتشی در حال مبارزه

firemouths together

سگ‌های آتشی با هم

firemouths thriving

سگ‌های آتشی در حال گسترش

جملات نمونه

the firemouths in the debate exchanged harsh accusations throughout the night.

در میان مخالفان در این بحث، طی شب اتهامات شدیدی رد و بدل شد.

political firemouths often use inflammatory rhetoric to rile up their supporters.

مخالفان سیاسی اغلب از سخنان تحریک‌آمیز برای تحریک حامیان خود استفاده می‌کنند.

she became known as one of the most aggressive firemouths in the industry.

او به عنوان یکی از مخالفان بسیار خشن در این صنعت شناخته شد.

the radio show featured several firemouths who criticized the new policy.

این برنامه رادیویی چند مخالف را نمایش داد که به سیاست جدید اعتراض کردند.

social media has amplified the voices of firemouths across the globe.

شبکه‌های اجتماعی صدای مخالفان را در سراسر جهان تقویت کرده است.

despite being a firemouth, he surprisingly offered constructive solutions.

هرچند او یک مخالف بود، به طور غیرمنتظره راه‌حل‌های سازنده ارائه کرد.

the documentary explored why some people become firemouths online.

این فیلم مستند به دلیلی که چه کسانی به عنوان مخالفان آنلاین می‌شوند، پرداخت.

his reputation as a firemouth preceded him at every press conference.

معروف بودن او به عنوان یک مخالف، او را در هر کنفرانس خبری پیش از آمدن می‌رساند.

the panel of firemouths argued passionately about environmental issues.

گروهی از مخالفان با اشتیاق درباره مسائل محیط زیست می‌خواستند.

many firemouths fail to consider the consequences of their words.

بسیاری از مخالفان نتیجه‌های سخنان خود را در نظر نمی‌گیرند.

the article described him as a notorious firemouth with a quick temper.

این مقاله او را به عنوان یک مخالف مشهور با عصبانیت سریع توصیف کرد.

even the most seasoned firemouths were surprised by his outburst.

حتی مخالفان باتجربه‌تر نیز با این انتفاضه‌اش شگفت‌زده شدند.

firemouths often dominate conversations while silencing other perspectives.

مخالفان اغلب در گفت‌وگوها حاکم می‌شوند در حالی که دیدگاه‌های دیگر را خاموش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید