firerooms access
دسترسی به فضاهای ضد حریق
firerooms safety
ایمنی فضاهای ضد حریق
firerooms design
طراحی فضاهای ضد حریق
firerooms guidelines
دستورالعملهای فضاهای ضد حریق
firerooms inspection
بازرسی فضاهای ضد حریق
firerooms equipment
تجهیزات فضاهای ضد حریق
firerooms management
مدیریت فضاهای ضد حریق
firerooms training
آموزش فضاهای ضد حریق
firerooms maintenance
نگهداری فضاهای ضد حریق
firerooms are essential for maintaining the safety of the ship.
اتاقهای آتشنشانی برای حفظ ایمنی کشتی ضروری هستند.
the crew must check the firerooms regularly.
خدمه باید به طور منظم اتاقهای آتشنشانی را بررسی کنند.
emergency drills often include procedures for the firerooms.
مانورهای اضطراری اغلب شامل رویههای مربوط به اتاقهای آتشنشانی میشوند.
proper ventilation is crucial in the firerooms.
تهویه مناسب در اتاقهای آتشنشانی بسیار مهم است.
we need to inspect the firerooms before departure.
ما باید اتاقهای آتشنشانی را قبل از عزیمت بررسی کنیم.
fires in the firerooms can be catastrophic.
آتشسوزی در اتاقهای آتشنشانی میتواند فاجعهبار باشد.
the engineer is responsible for the firerooms' operations.
مهندس مسئولیت عملیات اتاقهای آتشنشانی را بر عهده دارد.
training for fireroom emergencies is mandatory.
آموزش برای شرایط اضطراری اتاق آتشنشانی اجباری است.
monitoring systems are installed in the firerooms.
سیستمهای نظارت در اتاقهای آتشنشانی نصب شدهاند.
fuel management is critical in the firerooms.
مدیریت سوخت در اتاقهای آتشنشانی بسیار مهم است.
firerooms access
دسترسی به فضاهای ضد حریق
firerooms safety
ایمنی فضاهای ضد حریق
firerooms design
طراحی فضاهای ضد حریق
firerooms guidelines
دستورالعملهای فضاهای ضد حریق
firerooms inspection
بازرسی فضاهای ضد حریق
firerooms equipment
تجهیزات فضاهای ضد حریق
firerooms management
مدیریت فضاهای ضد حریق
firerooms training
آموزش فضاهای ضد حریق
firerooms maintenance
نگهداری فضاهای ضد حریق
firerooms are essential for maintaining the safety of the ship.
اتاقهای آتشنشانی برای حفظ ایمنی کشتی ضروری هستند.
the crew must check the firerooms regularly.
خدمه باید به طور منظم اتاقهای آتشنشانی را بررسی کنند.
emergency drills often include procedures for the firerooms.
مانورهای اضطراری اغلب شامل رویههای مربوط به اتاقهای آتشنشانی میشوند.
proper ventilation is crucial in the firerooms.
تهویه مناسب در اتاقهای آتشنشانی بسیار مهم است.
we need to inspect the firerooms before departure.
ما باید اتاقهای آتشنشانی را قبل از عزیمت بررسی کنیم.
fires in the firerooms can be catastrophic.
آتشسوزی در اتاقهای آتشنشانی میتواند فاجعهبار باشد.
the engineer is responsible for the firerooms' operations.
مهندس مسئولیت عملیات اتاقهای آتشنشانی را بر عهده دارد.
training for fireroom emergencies is mandatory.
آموزش برای شرایط اضطراری اتاق آتشنشانی اجباری است.
monitoring systems are installed in the firerooms.
سیستمهای نظارت در اتاقهای آتشنشانی نصب شدهاند.
fuel management is critical in the firerooms.
مدیریت سوخت در اتاقهای آتشنشانی بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید