firerooms

[ایالات متحده]/ˈfaɪəruːmz/
[بریتانیا]/ˈfaɪərʊmz/

ترجمه

n. اتاق آتش; اتاق بویلر

عبارات و ترکیب‌ها

firerooms access

دسترسی به فضاهای ضد حریق

firerooms safety

ایمنی فضاهای ضد حریق

firerooms design

طراحی فضاهای ضد حریق

firerooms guidelines

دستورالعمل‌های فضاهای ضد حریق

firerooms inspection

بازرسی فضاهای ضد حریق

firerooms equipment

تجهیزات فضاهای ضد حریق

firerooms management

مدیریت فضاهای ضد حریق

firerooms training

آموزش فضاهای ضد حریق

firerooms maintenance

نگهداری فضاهای ضد حریق

جملات نمونه

firerooms are essential for maintaining the safety of the ship.

اتاق‌های آتش‌نشانی برای حفظ ایمنی کشتی ضروری هستند.

the crew must check the firerooms regularly.

خدمه باید به طور منظم اتاق‌های آتش‌نشانی را بررسی کنند.

emergency drills often include procedures for the firerooms.

مانورهای اضطراری اغلب شامل رویه‌های مربوط به اتاق‌های آتش‌نشانی می‌شوند.

proper ventilation is crucial in the firerooms.

تهویه مناسب در اتاق‌های آتش‌نشانی بسیار مهم است.

we need to inspect the firerooms before departure.

ما باید اتاق‌های آتش‌نشانی را قبل از عزیمت بررسی کنیم.

fires in the firerooms can be catastrophic.

آتش‌سوزی در اتاق‌های آتش‌نشانی می‌تواند فاجعه‌بار باشد.

the engineer is responsible for the firerooms' operations.

مهندس مسئولیت عملیات اتاق‌های آتش‌نشانی را بر عهده دارد.

training for fireroom emergencies is mandatory.

آموزش برای شرایط اضطراری اتاق آتش‌نشانی اجباری است.

monitoring systems are installed in the firerooms.

سیستم‌های نظارت در اتاق‌های آتش‌نشانی نصب شده‌اند.

fuel management is critical in the firerooms.

مدیریت سوخت در اتاق‌های آتش‌نشانی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید