firewatcher

[ایالات متحده]/ˈfaɪəˌwɒtʃə/
[بریتانیا]/ˈfaɪərˌwɑːtʃər/

ترجمه

n. فردی که مسئول نظارت و پیشگیری از آتش‌سوزی‌ها است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

firewatcher duty

وظیفه ناظر آتش

firewatcher team

گروه ناظر آتش

firewatcher training

آموزش ناظر آتش

firewatcher role

نقش ناظر آتش

firewatcher report

گزارش ناظر آتش

firewatcher equipment

تجهیزات ناظر آتش

firewatcher protocol

پروتکل ناظر آتش

firewatcher guidelines

دستورالعمل‌های ناظر آتش

firewatcher assignment

واگذاری ناظر آتش

firewatcher briefing

اطلاعات ناظر آتش

جملات نمونه

the firewatcher climbed the tower to monitor the area.

ناظر آتش‌سوزی از برج بالا برای نظارت بر منطقه بالا رفت.

as a firewatcher, you must stay alert at all times.

به عنوان یک ناظر آتش‌سوزی، شما باید همیشه هوشیار باشید.

the firewatcher reported smoke rising from the forest.

ناظر آتش‌سوزی گزارش کرد که دود از جنگل بلند می‌شود.

being a firewatcher requires both training and dedication.

ناظر آتش‌سوزی بودن هم به آموزش و هم به تعهد نیاز دارد.

the firewatcher communicated with the ground crew regularly.

ناظر آتش‌سوزی به طور منظم با تیم زمینی ارتباط برقرار می‌کرد.

every summer, the firewatcher takes shifts in the lookout tower.

هر تابستان، ناظر آتش‌سوزی در برج دیده‌بانی شیفت می‌گیرد.

the firewatcher used binoculars to scan the landscape.

ناظر آتش‌سوزی از دوربین دوچشمی برای اسکن مناظر استفاده کرد.

after the storm, the firewatcher assessed the potential fire risks.

پس از طوفان، ناظر آتش‌سوزی خطرات آتش‌سوزی احتمالی را ارزیابی کرد.

the firewatcher kept a log of all activities during the shift.

ناظر آتش‌سوزی یک دفترچه از تمام فعالیت‌های شیفت را نگه داشت.

training programs for firewatchers focus on safety and observation skills.

برنامه‌های آموزشی برای ناظران آتش‌سوزی بر ایمنی و مهارت‌های مشاهده تمرکز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید