fish-related products
محصولات مربوط به ماهی
fish-related research
پژوهشهای مربوط به ماهی
fish-related illness
بیماریهای مربوط به ماهی
fish-related activities
فعالیتهای مربوط به ماهی
fish-related business
کسب و کارهای مربوط به ماهی
fish-related news
اخبار مربوط به ماهی
fish-related diet
رژیم غذایی مربوط به ماهی
fish-related genes
ژنهای مربوط به ماهی
fish-related concerns
نگرانیهای مربوط به ماهی
we spent the afternoon fishing on the lake.
ما بعدازظهر را روی دریاچه صید ماهی گذراندیم.
the restaurant specializes in fresh fish dishes.
این رستوران به دستورات ماهی تازه تخصص دارد.
he's a keen fisherman and loves to catch trout.
او یک ماهیگیر علاقه مند است و دوست دارد سمک سری کمپوس را صید کند.
the children enjoyed watching the fish in the aquarium.
کودکان لذت بردند که ماهی ها را در آکواریوم مشاهده می کردند.
the fisherman cast his line into the water.
ماهیگیر خط خود را در آب پرتاب کرد.
she bought a beautiful fish-shaped necklace at the market.
او یک گردنبند زیبای شکل ماهی در بازار خریداری کرد.
the coral reef is home to a variety of fish.
ریف های کورال خانه متنوعی از ماهی ها هستند.
he released the fish back into the river.
او ماهی را دوباره به رودخانه آزاد کرد.
the fish market was bustling with activity.
بازار ماهی با فعالیت های فراوان پر بود.
they went on a deep-sea fishing trip last weekend.
آنها گذشته هفته به یک سفر صید دریایی رفتند.
the documentary showed the life cycle of the fish.
مستند فرایند زندگی ماهی را نشان داد.
the cat was fascinated by the goldfish in the bowl.
گربه با ماهی طلایی در ظرف عاشق شد.
fish-related products
محصولات مربوط به ماهی
fish-related research
پژوهشهای مربوط به ماهی
fish-related illness
بیماریهای مربوط به ماهی
fish-related activities
فعالیتهای مربوط به ماهی
fish-related business
کسب و کارهای مربوط به ماهی
fish-related news
اخبار مربوط به ماهی
fish-related diet
رژیم غذایی مربوط به ماهی
fish-related genes
ژنهای مربوط به ماهی
fish-related concerns
نگرانیهای مربوط به ماهی
we spent the afternoon fishing on the lake.
ما بعدازظهر را روی دریاچه صید ماهی گذراندیم.
the restaurant specializes in fresh fish dishes.
این رستوران به دستورات ماهی تازه تخصص دارد.
he's a keen fisherman and loves to catch trout.
او یک ماهیگیر علاقه مند است و دوست دارد سمک سری کمپوس را صید کند.
the children enjoyed watching the fish in the aquarium.
کودکان لذت بردند که ماهی ها را در آکواریوم مشاهده می کردند.
the fisherman cast his line into the water.
ماهیگیر خط خود را در آب پرتاب کرد.
she bought a beautiful fish-shaped necklace at the market.
او یک گردنبند زیبای شکل ماهی در بازار خریداری کرد.
the coral reef is home to a variety of fish.
ریف های کورال خانه متنوعی از ماهی ها هستند.
he released the fish back into the river.
او ماهی را دوباره به رودخانه آزاد کرد.
the fish market was bustling with activity.
بازار ماهی با فعالیت های فراوان پر بود.
they went on a deep-sea fishing trip last weekend.
آنها گذشته هفته به یک سفر صید دریایی رفتند.
the documentary showed the life cycle of the fish.
مستند فرایند زندگی ماهی را نشان داد.
the cat was fascinated by the goldfish in the bowl.
گربه با ماهی طلایی در ظرف عاشق شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید