fishboxes

[ایالات متحده]/ˈfɪʃbɒksɪz/
[بریتانیا]/ˈfɪʃbɑːksɪz/

ترجمه

n. جمع fishbox؛ ظروف نگهداری یا حمل ماهی

عبارات و ترکیب‌ها

the fishboxes

کارتن ماهی

empty fishboxes

کارتن‌های ماهی خالی

wooden fishboxes

کارتن‌های چوبی ماهی

cardboard fishboxes

کارتن‌های ماهی کarton

old fishboxes

کارتن‌های قدیمی ماهی

fishboxes full

کارتن‌های ماهی پر

in the fishbox

در کارتن ماهی

from the fishboxes

از کارتن‌های ماهی

fishboxing

ماهی‌کارتن‌کردن

fishboxed

ماهی‌کارتن‌شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید