fishkeeper

[ایالات متحده]//ˈfɪʃˌkiːpə(r)//
[بریتانیا]//ˈfɪʃˌkiːpər//

ترجمه

n. شخصی که ماهی‌های زنده را در آکواریوم یا استخر نگهداری می‌کند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

avid fishkeeper

پرورش دهنده ماهی علاقه مند

experienced fishkeeper

پرورش دهنده ماهی تجربه دار

novice fishkeeper

پرورش دهنده ماهی مبتدی

serious fishkeeper

پرورش دهنده ماهی جدی

successful fishkeeper

پرورش دهنده ماهی موفق

becoming a fishkeeper

در حال شدن پرورش دهنده ماهی

marine fishkeeper

پرورش دهنده ماهی دریایی

tropical fishkeeper

پرورش دهنده ماهی گرمسیری

fishkeepers' forum

فرم پرورش دهندگان ماهی

fellow fishkeepers

هم پرورش دهندگان ماهی

جملات نمونه

an experienced fishkeeper can identify water quality problems within minutes.

یک مربی ماهی‌گذاری تجربه‌دار می‌تواند مشکلات کیفیت آب را در کمتر از یک ساعت تشخیص دهد.

the passionate fishkeeper spends hours maintaining his tropical fish tanks.

ماهی‌گذار عاشق ماهی‌های گرمسیری، ساعاتی را صرف نگهداری از مخازن خود می‌کند.

many fishkeepers recommend testing water parameters weekly for optimal fish health.

بیشتر ماهی‌گذاران توصیه می‌کنند که هر هفته پارامترهای آب را آزمایش کنید تا بهداشت بهتر ماهی‌ها حاصل شود.

a dedicated fishkeeper joins the local aquarium society to share knowledge.

یک ماهی‌گذار وفادار به جامعه آکواریوم محلی می‌پیوندد تا دانش خود را به اشتراک بگذارد.

the amateur fishkeeper sought advice from seasoned hobbyists at the fishkeeper forum.

ماهی‌گذار مبتدی از افراد حرفه‌ای در انجمن ماهی‌گذاری مشورت گرفت.

fishkeepers must understand the nitrogen cycle before setting up their first tank.

ماهی‌گذاران باید قبل از نصب مخزن اول خود چرخه نیتروژن را بفهمند.

the fishkeeper community celebrates national aquarium day with special events.

جامعه ماهی‌گذاران با رویدادهای ویژه روز ملی آکواریوم را جشن می‌گیرند.

experienced fishkeepers often specialize in breeding rare species of freshwater fish.

ماهی‌گذاران تجربه‌دار اغلب در پرورش گونه‌های نادر ماهی‌های آب شیرین متخصص هستند.

the fishkeeper carefully acclimates new fish to prevent shock and disease.

ماهی‌گذار با دقت ماهی‌های جدید را به آب تطبیق می‌دهد تا از شوک و بیماری جلوگیری شود.

fishkeepers should research the specific needs of each species before purchasing.

ماهی‌گذاران باید قبل از خرید، نیازهای خاص هر گونه را مطالعه کنند.

the passionate fishkeeper decorates her aquarium with live plants and natural rocks.

ماهی‌گذار عاشق، آکواریوم خود را با گیاهان زنده و سنگ‌های طبیعی زیبایی می‌کند.

a responsible fishkeeper never releases pet fish into local waterways or ecosystems.

ماهی‌گذار مسئول هرگز ماهی‌های خانگی را در رودخانه‌ها یا سیستم‌های زیستی محلی آزاد نمی‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید