fishpaste

[ایالات متحده]/ˈfɪʃpeɪst/
[بریتانیا]/ˈfɪʃpeɪst/

ترجمه

n. خمیری که از ماهی آسیاب شده درست می‌شود و اغلب به عنوان چاشنی یا ماده‌ای در پخت و پز استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fishpaste sauce

سس خمیر ماهی

fishpaste dumplings

دلمه خمیر ماهی

fishpaste soup

سوپ خمیر ماهی

fishpaste noodles

نودل خمیر ماهی

fishpaste salad

سالاد خمیر ماهی

fishpaste spread

اسپرد خمیر ماهی

fishpaste curry

کاري خمیر ماهی

fishpaste roll

رول خمیر ماهی

fishpaste wrap

پیاده‌روی خمیر ماهی

fishpaste dip

دپ خمیر ماهی

جملات نمونه

i love making fishpaste dumplings for dinner.

من عاشق درست کردن دلمه ماهی برای شام هستم.

fishpaste is a popular ingredient in asian cuisine.

خمیر ماهی یک ماده محبوب در آشپزی آسیایی است.

he added fishpaste to the soup for extra flavor.

او برای طعم بیشتر خمیر ماهی را به سوپ اضافه کرد.

we can make fishpaste rolls for the party.

ما می توانیم رول های خمیر ماهی برای مهمانی درست کنیم.

fishpaste can be used in various recipes.

می توان از خمیر ماهی در دستور العمل های مختلف استفاده کرد.

she prefers fishpaste over meat in her dishes.

او ترجیح می دهد در غذاهای خود خمیر ماهی را به گوشت ترجیح دهد.

fishpaste is often served with fresh vegetables.

اغلب خمیر ماهی با سبزیجات تازه سرو می شود.

they sell homemade fishpaste at the local market.

آنها خمیر ماهی خانگی را در بازار محلی می فروشند.

fishpaste can be a healthy alternative to spreads.

خمیر ماهی می تواند جایگزینی سالم برای خامه ها باشد.

in some dishes, fishpaste is the main protein source.

در برخی غذاها، خمیر ماهی منبع اصلی پروتئین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید