fishpond

[ایالات متحده]/'fɪʃ,pɒnd/
[بریتانیا]/ˈfɪʃˌpɑnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محلی که ماهی‌ها در آن نگهداری یا پرورش داده می‌شوند، مانند برکه ماهی، تانک ماهی یا دریا.
Word Forms
جمعfishponds

جملات نمونه

The fishpond is stocked with various types of fish.

استخر ماهی با انواع ماهی‌ها پر شده است.

She enjoys spending time by the fishpond, feeding the fish.

او از گذراندن وقت کنار استخر ماهی و غذا دادن به ماهی‌ها لذت می‌برد.

The fishpond needs to be cleaned regularly to maintain water quality.

برای حفظ کیفیت آب، استخر ماهی باید به طور منظم تمیز شود.

The children love to play around the fishpond, watching the fish swim.

کودکان عاشق بازی کردن کنار استخر ماهی و تماشای شنا کردن ماهی‌ها هستند.

The fishpond is a peaceful place to relax and unwind.

استخر ماهی مکانی آرام برای استراحت و آرامش است.

The fishpond is surrounded by lush greenery, creating a serene atmosphere.

استخر ماهی توسط سبزیجات سرسبز احاطه شده است و فضایی آرام ایجاد می‌کند.

The fishpond attracts many visitors who come to admire the colorful fish.

استخر ماهی بسیاری از بازدیدکنندگان را به خود جذب می‌کند تا ماهی‌های رنگارنگ را تحسین کنند.

The fishpond is a popular spot for fishing enthusiasts.

استخر ماهی یک مکان محبوب برای علاقه‌مندان به ماهیگیری است.

The fishpond is equipped with a filtration system to keep the water clean.

استخر ماهی مجهز به یک سیستم فیلتراسیون برای تمیز نگه داشتن آب است.

The fishpond is a beautiful feature in the garden, adding a touch of tranquility.

استخر ماهی یک ویژگی زیبا در باغ است که کمی آرامش را به آن اضافه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید