fissuring

[ایالات متحده]/ˈfɪʃərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɪʃərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرایند شکل‌گیری شکاف‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

fissuring process

فرآیند شکاف‌زایی

fissuring pattern

الگوی شکاف‌زایی

fissuring phenomenon

پدیده‌ی شکاف‌زایی

fissuring effect

اثر شکاف‌زایی

fissuring activity

فعالیت شکاف‌زایی

fissuring behavior

رفتار شکاف‌زایی

fissuring analysis

تجزیه و تحلیل شکاف‌زایی

fissuring stress

تنش شکاف‌زایی

fissuring model

مدل شکاف‌زایی

fissuring mechanism

مکانیزم شکاف‌زایی

جملات نمونه

the fissuring of the rock revealed ancient fossils.

شکاف خوردن سنگ، فسیل‌های باستانی را نمایان کرد.

fissuring in the ice can indicate climate change.

شکاف‌زدگی در یخ می‌تواند نشان‌دهنده تغییرات آب و هوایی باشد.

they studied the fissuring patterns in the soil.

آنها الگوهای شکاف‌زدگی در خاک را مطالعه کردند.

the fissuring process can weaken the structure.

فرآیند شکاف‌زدگی می‌تواند ساختار را تضعیف کند.

fissuring often occurs after prolonged stress.

شکاف‌زدگی اغلب پس از فشار طولانی مدت رخ می‌دهد.

scientists observed fissuring in the glacier.

دانشمندان شکاف‌زدگی در یخچال را مشاهده کردند.

fissuring can be a sign of geological instability.

شکاف‌زدگی می‌تواند نشانه‌ای از ناپایداری زمین‌شناسی باشد.

the fissuring of the pavement caused safety concerns.

شکاف‌زدگی پیاده‌رو باعث نگرانی‌های ایمنی شد.

fissuring in the paint indicated moisture damage.

شکاف‌زدگی در رنگ نشان‌دهنده آسیب ناشی از رطوبت بود.

they are researching the causes of fissuring in metals.

آنها در حال تحقیق در مورد علل شکاف‌زدگی در فلزات هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید