fitment

[ایالات متحده]/'fɪtm(ə)nt/
[بریتانیا]/'fɪtmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مبلمان; تجهیزات; لوازم جانبی (معادل با تجهیزات)
Word Forms
جمعfitments

عبارات و ترکیب‌ها

vehicle fitment

تناسب خودرو

custom fitment

تناسب سفارشی

perfect fitment

تناسب کامل

tire fitment

تناسب لاستیک

جملات نمونه

it is china old battik,the product about coloured drawing,clothing,bags,fitment adorning etc..... china battik product have very high worth in collection and adorning it is handworks ...

این باتیک قدیمی چینی است، محصولی در مورد نقاشی رنگی، لباس، کیف، تزئینات و غیره... محصول باتیک چین ارزش بسیار بالایی در جمع آوری و تزئین دارد، این یک کار دستی است...

The fitment of the new furniture in the living room is perfect.

نصب مبلمان جدید در اتاق نشیمن کاملاً مناسب است.

The fitment of the dress was tailored to her exact measurements.

دوخت لباس متناسب با اندازه دقیق او بود.

Proper fitment of the car seat is crucial for safety.

نصب صحیح صندلی خودرو برای ایمنی بسیار مهم است.

The fitment of the new kitchen appliances is underway.

نصب لوازم آشپزخانه جدید در حال انجام است.

Fitment of the parts requires precision and attention to detail.

مونتاژ قطعات نیاز به دقت و توجه به جزئیات دارد.

The fitment of the shelves in the closet maximizes storage space.

نصب قفسه‌ها در کمد فضای ذخیره‌سازی را به حداکثر می‌رساند.

Fitment of the software to different devices can be challenging.

نصب نرم‌افزار بر روی دستگاه‌های مختلف می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

The fitment of the crown molding adds an elegant touch to the room.

نصب قاب‌بندی دیواری، ظاهری شیک به اتاق می‌بخشد.

Fitment of the new tires improved the car's performance.

نصب لاستیک‌های جدید باعث بهبود عملکرد خودرو شد.

The fitment of the curtains transformed the look of the room.

نصب پرده‌ها، ظاهر اتاق را تغییر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید