fixability

[ایالات متحده]/ˌfɪksəˈbɪləti/
[بریتانیا]/ˌfɪksəˈbɪləti/

ترجمه

n. ویژگی قابلیت تعمیر یا پایدارسازی؛ درجه‌ای که چیزی قابل تعمیر یا تثبیت است (به‌ویژه در مواد یا رسانه‌ها)؛ توانایی یک رسانه ضبط برای نگهداری یک رکورد ثابت؛ تثبیت در یک رسانه ضبط

عبارات و ترکیب‌ها

high fixability

قابلیت تعمیر بالا

low fixability

قابلیت تعمیر پایین

improve fixability

بهبود قابلیت تعمیر

test fixability

آزمایش قابلیت تعمیر

assess fixability

ارزیابی قابلیت تعمیر

ensure fixability

اطمینان از قابلیت تعمیر

measure fixability

اندازه‌گیری قابلیت تعمیر

fixability matters

قابلیت تعمیر مهم است

fixability issues

مشکلات قابلیت تعمیر

جملات نمونه

the fixability of this bug depends on the logging we captured last night.

قابلیت رفع این اشکال به گزارش‌هایی که شب گذشته ضبط کردیم بستگی دارد.

we reviewed the fixability of the issue during the sprint planning meeting.

ما قابلیت رفع مشکل را در طول جلسه برنامه‌ریزی اسپرینت بررسی کردیم.

please assess fixability before you assign the ticket to an engineer.

لطفاً قبل از اینکه بلیط را به یک مهندس اختصاص دهید، قابلیت رفع را ارزیابی کنید.

low fixability is often a sign of unclear requirements or missing tests.

قابلیت رفع پایین اغلب نشانه‌ای از الزامات نامشخص یا عدم وجود تست است.

we ranked fixability alongside impact to decide what to tackle first.

ما قابلیت رفع را در کنار تأثیر رتبه بندی کردیم تا تصمیم گرفتیم ابتدا چه چیزی را انجام دهیم.

the team debated fixability versus risk when considering a quick patch.

تیم در مورد قابلیت رفع در مقابل ریسک بحث کرد، زمانی که در نظر داشتند یک وصله سریع انجام دهند.

improving fixability may require refactoring the legacy module.

بهبود قابلیت رفع ممکن است نیاز به بازسازی ماژول قدیمی داشته باشد.

we documented fixability criteria to keep triage decisions consistent.

ما معیارهای قابلیت رفع را مستند کردیم تا تصمیمات غربالگری سازگار باشند.

fixability concerns came up after we discovered hidden dependencies.

نگرانی‌های مربوط به قابلیت رفع پس از کشف وابستگی‌های پنهان مطرح شد.

high fixability makes this a good candidate for an early release hotfix.

قابلیت رفع بالا این را به یک نامزد خوب برای وصله انتشار اولیه تبدیل می‌کند.

we need more data to confirm the fixability of the performance regression.

ما به داده‌های بیشتری برای تأیید قابلیت رفع رگرسیون عملکرد نیاز داریم.

fixability improved once we isolated the root cause in a minimal repro.

قابلیت رفع پس از اینکه علت اصلی را در یک بازتولید حداقل جدا کردیم، بهبود یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید