flabellate

[ایالات متحده]/fləˈbɛl.eɪt/
[بریتانیا]/fləˈbɛl.eɪt/

ترجمه

adj. شبیه یک پنکه؛ به شکل پنکه

عبارات و ترکیب‌ها

flabellate leaves

برگ‌های دندانه‌دار

flabellate structure

ساختار دندانه‌دار

flabellate shape

شکل دندانه‌دار

flabellate form

فرم دندانه‌دار

flabellate branches

شاخه های دندانه‌دار

flabellate arrangement

چیدمان دندانه‌دار

flabellate petals

گلبرگ‌های دندانه‌دار

flabellate appendages

ضمائم دندانه‌دار

flabellate scales

ترازوهای دندانه‌دار

flabellate types

انواع دندانه‌دار

جملات نمونه

the leaves of the plant are flabellate in shape.

برگ‌های گیاه به شکل خ fans شکل هستند.

flabellate structures can be found in certain types of corals.

ساختارهای خ fans شکل را می‌توان در برخی از انواع مرجان یافت.

scientists studied the flabellate features of the new species.

دانشمندان ویژگی‌های خ fans شکل گونه جدید را مطالعه کردند.

the flabellate design of the fan was quite unique.

طراحی خ fans شکل فن بسیار منحصر به فرد بود.

many flowers exhibit flabellate petals for better pollination.

گل‌های فراوانی هستند که برای گرده‌افشانی بهتر، گلبرگ‌های خ fans شکل دارند.

in botany, flabellate refers to a fan-shaped leaf.

در گیاه‌شناسی، خ fans شکل به برگ به شکل فن اشاره دارد.

the artist used flabellate patterns in her artwork.

هنرمند از الگوهای خ fans شکل در اثر هنری خود استفاده کرد.

flabellate organisms often adapt to their environments effectively.

موجودات خ fans شکل اغلب به طور موثر با محیط خود سازگار می‌شوند.

he described the flabellate form of the jellyfish.

او شکل خ fans شکل عرقه را توصیف کرد.

flabellate fins help some fish navigate through water.

دمخال‌های خ fans شکل به برخی از ماهی‌ها کمک می‌کند تا در آب حرکت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید