flaggings

[ایالات متحده]/ˈflæɡɪŋz/
[بریتانیا]/ˈflæɡɪŋz/

ترجمه

adj. افتاده; ضعیف شده
n. سنگفرش; سنگ های تخت
v. عمل علم کردن (فعل حال علم کردن)

عبارات و ترکیب‌ها

flagging performance

عملکرد ضعیف

flagging interest

کاهش علاقه

flagging spirits

روحیه پایین

flagging economy

رکود اقتصادی

flagging morale

کاهش روحیه

flagging sales

کاهش فروش

flagging attention

بی‌توجهی

flagging energy

کاهش انرژی

flagging enthusiasm

کاهش اشتیاق

flagging support

کاهش حمایت

جملات نمونه

we received several flaggings about the noise.

ما چندین مورد از گزارش‌های مربوط به سر و صدا دریافت کردیم.

the flaggings indicate a need for immediate action.

گزارش‌ها نشان‌دهنده نیاز به اقدام فوری هستند.

after the flaggings, we decided to investigate further.

پس از گزارش‌ها، تصمیم گرفتیم بیشتر بررسی کنیم.

flaggings from the community helped us improve our services.

گزارش‌هایی از سوی جامعه به ما کمک کرد تا خدمات خود را بهبود بخشیم.

we take all flaggings seriously and respond promptly.

ما همه گزارش‌ها را جدی می‌گیریم و به سرعت پاسخ می‌دهیم.

the flaggings highlighted some safety concerns.

گزارش‌ها نگرانی‌های ایمنی را برجسته کردند.

flaggings from users can help enhance the user experience.

گزارش‌هایی از سوی کاربران می‌تواند به بهبود تجربه کاربر کمک کند.

the team reviewed the flaggings to identify patterns.

تیم گزارش‌ها را برای شناسایی الگوها بررسی کرد.

we encourage flaggings to ensure a safe environment.

ما تشویق می‌کنیم تا با گزارش‌دهی، محیطی امن را تضمین کنیم.

flaggings can provide valuable insights for improvement.

گزارش‌ها می‌توانند بینش‌های ارزشمندی برای بهبود ارائه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید