flagman

[ایالات متحده]/ˈflæɡ.mən/
[بریتانیا]/ˈflæɡ.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که با پرچم‌ها علامت می‌دهد، به‌ویژه در تقاطع راه‌آهن؛ حامل پرچم

عبارات و ترکیب‌ها

flagman signal

سیگنال پرچم‌دار

flagman duties

وظایف پرچم‌دار

flagman role

نقش پرچم‌دار

flagman position

موقعیت پرچم‌دار

flagman instructions

دستورالعمل‌های پرچم‌دار

flagman training

آموزش پرچم‌دار

flagman equipment

تجهیزات پرچم‌دار

flagman safety

ایمنی پرچم‌دار

flagman communication

ارتباطات پرچم‌دار

flagman operations

عملیات پرچم‌دار

جملات نمونه

the flagman waved his flag to signal the start of the race.

چاپه‌بردار پرچم خود را به حرکت درآورد تا شروع مسابقه را نشان دهد.

the flagman is responsible for ensuring safety at the construction site.

چاپه‌بردار مسئول اطمینان از ایمنی در محل ساخت و ساز است.

during the event, the flagman guided the participants through the course.

در طول رویداد، چاپه‌بردار مسیر را به شرکت‌کنندگان نشان داد.

the flagman used a bright flag to attract attention.

چاپه‌بردار از یک پرچم روشن برای جلب توجه استفاده کرد.

every race needs a skilled flagman to manage the start and finish.

هر مسابقه‌ای به یک چاپه‌بردار ماهر برای مدیریت شروع و پایان نیاز دارد.

the flagman stood at the corner to direct traffic safely.

چاپه‌بردار در گوشه ایستاد تا ترافیک را به طور ایمن هدایت کند.

with a loud whistle, the flagman signaled the end of the session.

با سوت بلندی، چاپه‌بردار پایان جلسه را نشان داد.

the flagman’s role is crucial in competitive sports.

نقش چاپه‌بردار در ورزش‌های رقابتی بسیار مهم است.

many drivers rely on the flagman to provide clear instructions.

بسیاری از رانندگان به چاپه‌بردار برای ارائه دستورالعمل‌های واضح اعتماد دارند.

the flagman wore a bright uniform to be easily seen.

چاپه‌بردار یونیفرم روشنی به تن داشت تا به راحتی دیده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید