foreman

[ایالات متحده]/ˈfɔːmən/
[بریتانیا]/ˈfɔːrmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناظر کارگران; رئیس هیئت منصفه; شخص مسئول یک محل ساخت و ساز.

عبارات و ترکیب‌ها

construction foreman

سرپرست ساخت و ساز

foreman duties

وظایف سرپرست

experienced foreman

سرپرست با تجربه

foreman responsibilities

مسئولیت‌های سرپرست

foreman training

آموزش سرپرست

جملات نمونه

The foreman is responsible for overseeing the construction site.

سرپرست مسئولیت نظارت بر محل ساخت و ساز را بر عهده دارد.

The foreman gave instructions to the workers.

سرپرست دستورالعمل ها را به کارگران داد.

The foreman reported the progress of the project to the manager.

سرپرست پیشرفت پروژه را به مدیر گزارش داد.

The foreman inspected the quality of the work done by the team.

سرپرست کیفیت کاری که توسط تیم انجام شده بود را بازرسی کرد.

The foreman coordinates the efforts of the team members.

سرپرست تلاش های اعضای تیم را هماهنگ می کند.

The foreman is in charge of ensuring safety regulations are followed on site.

سرپرست مسئول اطمینان از رعایت مقررات ایمنی در محل است.

The foreman evaluates the performance of the workers.

سرپرست عملکرد کارگران را ارزیابی می کند.

The foreman leads the team in achieving project goals.

سرپرست تیم را در دستیابی به اهداف پروژه هدایت می کند.

The foreman communicates with suppliers to ensure timely delivery of materials.

سرپرست با تامین کنندگان برای اطمینان از تحویل به موقع مصالح ارتباط برقرار می کند.

The foreman resolves conflicts among team members.

سرپرست اختلافات بین اعضای تیم را حل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید