flagrancies

[ایالات متحده]/ˈfleɪɡrənsiz/
[بریتانیا]/ˈfleɪɡrənsiz/

ترجمه

n. شرارت افراطی و واضح

عبارات و ترکیب‌ها

obvious flagrancies

نقض آشکار

serious flagrancies

نقض جدی

legal flagrancies

نقض قانونی

notable flagrancies

نقض قابل توجه

frequent flagrancies

نقض مکرر

clear flagrancies

نقض آشکار

potential flagrancies

نقض بالقوه

documented flagrancies

نقض مستند

reported flagrancies

نقض گزارش شده

egregious flagrancies

نقض فاحش

جملات نمونه

his flagrancies during the meeting were hard to ignore.

رفتارهای نادرست او در طول جلسه قابل چشم پوشی نبود.

the flagrancies of the policy were evident to everyone.

نقص‌های سیاست برای همه آشکار بود.

she was criticized for her flagrancies at the event.

او به دلیل رفتارهای نادرستش در آن رویداد مورد انتقاد قرار گرفت.

there were several flagrancies in his report that needed correction.

چند مورد از اشتباهات موجود در گزارش او نیاز به اصلاح داشت.

the flagrancies in his behavior raised eyebrows.

رفتارهای غیرمعمول او باعث تعجب دیگران شد.

despite the flagrancies, she remained confident.

با وجود اشتباهاتش، او همچنان با اعتماد به نفس باقی ماند.

his flagrancies were a topic of discussion among colleagues.

رفتارهای نادرست او موضوع بحث بین همکاران بود.

they addressed the flagrancies in their latest meeting.

آنها در آخرین جلسه خود به این موارد پرداختند.

the flagrancies in the performance were noted by the critics.

نقد کنندگان به نقاط ضعف اجرا اشاره کردند.

her flagrancies in public were quite surprising.

رفتارهای غیرمعمول او در حضور عموم بسیار عجیب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید