flaneur

[ایالات متحده]/flænəː/
[بریتانیا]/fləˈnɜr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به طور بی هدف قدم می‌زند یا پرسه می‌زند و اغلب جامعه را مشاهده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

urban flaneur

گردشگر شهری

flaneur lifestyle

سبک زندگی گردشی

flaneur culture

فرهنگ گردشی

flaneur experience

تجربه گردشی

modern flaneur

گردشگر مدرن

flaneur mindset

نگاه‌گاه گردشی

flaneur stroll

قدم زدن گردشی

flaneur observation

مشاهده گردشی

flaneur art

هنر گردشی

flaneur journey

سفر گردشی

جملات نمونه

the flaneur wanders through the bustling streets of paris.

گردشگر شهری در میان خیابان‌های پرجنب‌وجوش پاریس پرسه می‌زند.

as a flaneur, he enjoyed observing the world around him.

به عنوان یک گردشگر شهری، از مشاهده جهان اطراف خود لذت می‌برد.

being a flaneur allows one to appreciate the beauty of everyday life.

گردشگر شهری بودن به یک فرد اجازه می‌دهد زیبایی زندگی روزمره را قدردانی کند.

the flaneur often finds inspiration in unexpected places.

گردشگر شهری اغلب الهام را در مکان‌های غیرمنتظره می‌یابد.

she embraced her identity as a flaneur in the vibrant city.

او هویت خود را به عنوان یک گردشگر شهری در شهر پر جنب‌وجوش پذیرفت.

flaneurs enjoy the art of aimless wandering.

گردشگران شهری از هنر سرگردانی بی‌هدف لذت می‌برند.

the flaneur captures moments through their lens.

گردشگر شهری لحظه‌ها را از طریق لنز خود ثبت می‌کند.

in literature, the flaneur represents a unique perspective on urban life.

در ادبیات، گردشگر شهری نمایانگر یک دیدگاه منحصر به فرد در مورد زندگی شهری است.

he felt like a flaneur as he strolled through the market.

او احساس می‌کرد مانند یک گردشگر شهری در حالی که از طریق بازار قدم می‌زد.

the concept of the flaneur is deeply rooted in modernity.

مفهوم گردشگر شهری عمیقاً در مدرنیته ریشه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید