flapjack

[ایالات متحده]/ˈflap.dʒæk/
[بریتانیا]/ˈflæpˌdʒæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی بار جو دوسر پخته شده یا پنکیک؛ یک جعبه یا ظرف کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

flapjack recipe

دستور العمل پنکیک

flapjack bar

میله پنکیک

flapjack snack

میان وعده پنکیک

flapjack topping

تاپینگ پنکیک

flapjack mix

مخلوط پنکیک

flapjack treat

اجازه پنکیک

flapjack slice

اسلایس پنکیک

flapjack lover

عاشق پنکیک

flapjack flavor

طعم پنکیک

flapjack festival

جشنواره پنکیک

جملات نمونه

i made some delicious flapjacks for breakfast.

من برای صبحانه، پنکیک‌های خوشمزه درست کردم.

flapjacks are a great snack for hiking.

پنکیک‌ها یک میان وعده عالی برای پیاده‌روی هستند.

she added chocolate chips to her flapjack recipe.

او چیپس‌های شکلات به دستورالعمل پنکیک خود اضافه کرد.

flapjacks can be stored in an airtight container.

می‌توان پنکیک‌ها را در یک ظرف دربسته نگهداری کرد.

we enjoyed flapjacks during our picnic.

ما از خوردن پنکیک‌ها در هنگام پیک‌نیک لذت بردیم.

my grandmother's flapjack recipe is a family favorite.

دستورالعمل پنکیک مادربزرگم مورد علاقه خانواده ما است.

you can make flapjacks with just a few ingredients.

می‌توانید پنکیک‌ها را با فقط چند ماده درست کنید.

flapjacks are often served with syrup or honey.

اغلب پنکیک‌ها را با شربت یا عسل سرو می‌کنند.

he loves to eat flapjacks after his workout.

او عاشق خوردن پنکیک‌ها بعد از تمرینش است.

flapjacks can be a healthy breakfast option.

پنکیک‌ها می‌توانند یک گزینه صبحانه سالم باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید