griddle

[ایالات متحده]/'grɪd(ə)l/
[بریتانیا]/'ɡrɪdl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تابه فلزی صاف که برای پخت و پز استفاده می‌شود، به ویژه برای تهیه پنکیک
vt. الک کردن
vi. پخت و پز با استفاده از یک تابه فلزی صاف

عبارات و ترکیب‌ها

pancake griddle

تابه پنکیک

electric griddle

تابه برقی

cast iron griddle

تابه چدنی

flat top griddle

تابه مسطح

جملات نمونه

black copper ore is generally griddled out .

گداز کردن سنگ مس سیاه به طور کلی انجام می شود.

I love cooking pancakes on the griddle.

من عاشق پخت پنکیک روی تابه می گردم.

The griddle sizzled as the bacon cooked.

با پخت بیکن، تابه می گرد صدا می داد.

She used a griddle to make perfectly grilled cheese sandwiches.

او از یک تابه برای تهیه ساندویچ پنیر گریل شده عالی استفاده کرد.

The chef seasoned the griddle before cooking the steak.

سرآشپز قبل از پخت استیک، تابه را مزه‌دار کرد.

The griddle is perfect for making breakfast foods like eggs and bacon.

تابه برای تهیه غذاهای صبحانه مانند تخم مرغ و بیکن عالی است.

He cleaned the griddle thoroughly after each use.

او پس از هر بار استفاده، تابه را به طور کامل تمیز کرد.

The griddle marks on the steak made it look very appetizing.

علامت های تابه روی استیک باعث شد که بسیار اشتها آور به نظر برسد.

The griddle was hot enough to sear the meat quickly.

تابه به اندازه کافی داغ بود تا گوشت را به سرعت سرخ کند.

The griddle is a versatile cooking tool for both indoor and outdoor use.

تابه یک ابزار پخت و پز همه‌کاره برای استفاده در فضای داخلی و فضای باز است.

She flipped the pancakes on the griddle with ease.

او به راحتی پنکیک ها را روی تابه چرخاند.

نمونه‌های واقعی

Normally, you want the char from lapping flames or a cast iron griddle.

معمولاً شما می‌خواهید ذغار از شعله‌های لیس خورنده یا یک گریل چدنی داشته باشید.

منبع: Gourmet Base

She knew her way around a griddle, too.

او هم با گریل آشنایی داشت.

منبع: Billions Season 1

It's octopus on a stick, it's been blowtorched, it's been griddled, covered in barbecue sauce.

این یک اختاپوس روی چوب است، با شعله‌افکن سوزانده شده، روی گریل پخته شده و با سس باربیکیو پوشانده شده است.

منبع: Gourmet Base

Oh, but the best bit of hotdogs, this is like the griddle marks and stuff.

اوه، اما بهترین قسمت هات‌داگ‌ها، اینها مثل جای گریل و این چیزها هستند.

منبع: Gourmet Base

I have another griddle pan preheating, and meanwhile, I'm just gonna chop a pineapple into quarters.

من یک ماهیتابه گریل دیگر دارم که در حال از قبل گرم شدن است و در همین حال، من فقط می‌خواهم یک آناناس را به چهار قسمت تقسیم کنم.

منبع: Gourmet Base

[Kush] Well yeah, it's a plug in air fryer. With a smoker attachment and the griddle plate.

[کوش] خب بله، یک سرخکن برقی است. با اتصال دودکش و صفحه گریل.

منبع: Gourmet Base

Arriving under the stoves, wires transmitted to platinum griddles a heat that was distributed and sustained with perfect consistency.

هنگامی که زیر اجاق گازها می‌رسید، سیم‌ها به گریل‌های پلاتینی منتقل می‌شدند، گرمایی که با ثبات کامل توزیع و حفظ می‌شد.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Lettie cooked us pancakes on a big metal griddle, on the kitchen stove.

لتی برای ما پنکیک را روی یک گریل فلزی بزرگ روی اجاق گاز آشپزخانه پخت.

منبع: The Ocean At The End Of The Lane

Smash burger is all about the griddle, okay?

برگر له شده همه چیز در مورد گریل است، باشه؟

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

Preheat your grill or stove-top griddle over medium-high heat.

گریل یا گریل روی اجاق گاز خود را روی حرارت متوسط ​​تا زیاد از قبل گرم کنید.

منبع: 202322

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید