flappings

[ایالات متحده]/ˈflæpɪŋz/
[بریتانیا]/ˈflæpɪŋz/

ترجمه

n. عمل بال زدن یا حرکت به جلو و عقب
adj. مربوط به یا مشخص شده با بال زدن
v. شکل حال استمراری flap، به معنی ضربه زدن یا به آرامی زدن

عبارات و ترکیب‌ها

bird flappings

بال زدن پرنده

wing flappings

بال زدن ها

flappings sound

صدای بال زدن

flappings wings

بال های در حال بال زدن

rapid flappings

بال زدن سریع

soft flappings

بال زدن آرام

gentle flappings

بال زدن ملایم

flappings noise

سر و صدای بال زدن

flappings rhythm

ریتم بال زدن

flappings echo

بازتاب بال زدن

جملات نمونه

the flappings of the bird's wings filled the air.

صدای بال زدن پرندگان هوا را پر کرد.

we could hear the flappings of the bat as it flew by.

ما می‌توانستیم صدای بال زدن خفاش را هنگام پرواز آن بشنویم.

her dress made soft flappings as she walked.

لباس او هنگام راه رفتنش صدای بال زدن ملایمی ایجاد کرد.

the flappings of the flag signaled the start of the event.

بال زدن پرچم آغاز رویداد را نشان داد.

the sound of flappings could be heard in the quiet night.

صدای بال زدن را می‌توانستیم در شب آرام بشنویم.

flappings of the ducks echoed across the pond.

صدای بال زدن اردک‌ها در سراسر برکه طنین انداز شد.

he watched the flappings of the butterfly with fascination.

او با علاقه بال زدن پروانه را تماشا کرد.

the sudden flappings startled the children.

بال زدن ناگهانی کودکان را ترساند.

flappings in the trees indicated the presence of birds.

بال زدن در درختان نشان دهنده حضور پرندگان بود.

she could hear the flappings of the wings as she approached.

او می‌توانست صدای بال زدن را هنگام نزدیک شدن خود بشنود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید