bird flappings
بال زدن پرنده
wing flappings
بال زدن ها
flappings sound
صدای بال زدن
flappings wings
بال های در حال بال زدن
rapid flappings
بال زدن سریع
soft flappings
بال زدن آرام
gentle flappings
بال زدن ملایم
flappings noise
سر و صدای بال زدن
flappings rhythm
ریتم بال زدن
flappings echo
بازتاب بال زدن
the flappings of the bird's wings filled the air.
صدای بال زدن پرندگان هوا را پر کرد.
we could hear the flappings of the bat as it flew by.
ما میتوانستیم صدای بال زدن خفاش را هنگام پرواز آن بشنویم.
her dress made soft flappings as she walked.
لباس او هنگام راه رفتنش صدای بال زدن ملایمی ایجاد کرد.
the flappings of the flag signaled the start of the event.
بال زدن پرچم آغاز رویداد را نشان داد.
the sound of flappings could be heard in the quiet night.
صدای بال زدن را میتوانستیم در شب آرام بشنویم.
flappings of the ducks echoed across the pond.
صدای بال زدن اردکها در سراسر برکه طنین انداز شد.
he watched the flappings of the butterfly with fascination.
او با علاقه بال زدن پروانه را تماشا کرد.
the sudden flappings startled the children.
بال زدن ناگهانی کودکان را ترساند.
flappings in the trees indicated the presence of birds.
بال زدن در درختان نشان دهنده حضور پرندگان بود.
she could hear the flappings of the wings as she approached.
او میتوانست صدای بال زدن را هنگام نزدیک شدن خود بشنود.
bird flappings
بال زدن پرنده
wing flappings
بال زدن ها
flappings sound
صدای بال زدن
flappings wings
بال های در حال بال زدن
rapid flappings
بال زدن سریع
soft flappings
بال زدن آرام
gentle flappings
بال زدن ملایم
flappings noise
سر و صدای بال زدن
flappings rhythm
ریتم بال زدن
flappings echo
بازتاب بال زدن
the flappings of the bird's wings filled the air.
صدای بال زدن پرندگان هوا را پر کرد.
we could hear the flappings of the bat as it flew by.
ما میتوانستیم صدای بال زدن خفاش را هنگام پرواز آن بشنویم.
her dress made soft flappings as she walked.
لباس او هنگام راه رفتنش صدای بال زدن ملایمی ایجاد کرد.
the flappings of the flag signaled the start of the event.
بال زدن پرچم آغاز رویداد را نشان داد.
the sound of flappings could be heard in the quiet night.
صدای بال زدن را میتوانستیم در شب آرام بشنویم.
flappings of the ducks echoed across the pond.
صدای بال زدن اردکها در سراسر برکه طنین انداز شد.
he watched the flappings of the butterfly with fascination.
او با علاقه بال زدن پروانه را تماشا کرد.
the sudden flappings startled the children.
بال زدن ناگهانی کودکان را ترساند.
flappings in the trees indicated the presence of birds.
بال زدن در درختان نشان دهنده حضور پرندگان بود.
she could hear the flappings of the wings as she approached.
او میتوانست صدای بال زدن را هنگام نزدیک شدن خود بشنود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید