wing flaps
دهانه بال
flaps open
باز شدن flaps
flaps down
flaps به سمت پایین
flaps up
flaps به سمت بالا
flaps adjust
تنظیم flaps
flaps deployed
استقرار flaps
flaps retract
بازگشت flaps
flaps control
کنترل flaps
flaps angle
زاویه flaps
flaps position
موقعیت flaps
the bird flaps its wings to take off.
پرنده برای بلند شدن بالهای خود را میتپاند.
the flag flaps in the wind.
پرچم در باد به رقص در میآید.
the dancer flaps her arms gracefully.
رقصنده به طور ظریف بازوهای خود را میتپاند.
the fish flaps around in the net.
ماهی در شبکه به اطراف میتپد.
the airplane's flaps adjust for landing.
دمندههای هواپیما برای فرود تنظیم میشوند.
the child flaps his hands with excitement.
کودک با هیجان دستهای خود را میتپاند.
the butterfly flaps its wings softly.
پروانه بالهای خود را به آرامی میتپاند.
the dog flaps its ears when it hears a sound.
وقتی سگ صدایی میشنود، گوشهایش را میتپاند.
the paper flaps in the breeze.
کاغذ در نسیم به اطراف میتپد.
the seal flaps its flippers on the rocks.
فک باله های خود را روی صخره ها می تپاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید