closes

[ایالات متحده]/kləʊzɪz/
[بریتانیا]/kloʊzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.(ببندد) بسته; پایان; کاهش; تا کند

عبارات و ترکیب‌ها

door closes

در بسته می شود

shop closes

فروشگاه بسته می شود

window closes

پنجره بسته می شود

session closes

جلسه به پایان می رسد

market closes

بازار بسته می شود

application closes

درخواست بسته می شود

event closes

رویداد به پایان می رسد

deal closes

معامله به پایان می رسد

book closes

کتاب بسته می شود

case closes

پرونده بسته می شود

جملات نمونه

the store closes at 9 pm.

مغازه ساعت 9 شب تعطیل می‌شود.

he closes the door quietly.

او در را به آرامی می‌بندد.

the meeting closes with a summary.

جلسه با خلاصه‌ای به پایان می‌رسد.

she closes her eyes and relaxes.

او چشمانش را می‌بندد و آرام می‌کند.

the school closes for summer break.

مدارس برای تعطیلات تابستانی تعطیل می‌شوند.

the window closes automatically.

پنجره به طور خودکار بسته می‌شود.

the bank closes early on fridays.

بانک در روزهای جمعه زودتر تعطیل می‌شود.

she closes the book after reading.

او کتاب را بعد از خواندن می‌بندد.

the theater closes for renovations.

تئاتر برای بازسازی‌ها تعطیل می‌شود.

he closes the deal with a handshake.

او با دست دادن معامله را نهایی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید