door closes
در بسته می شود
shop closes
فروشگاه بسته می شود
window closes
پنجره بسته می شود
session closes
جلسه به پایان می رسد
market closes
بازار بسته می شود
application closes
درخواست بسته می شود
event closes
رویداد به پایان می رسد
deal closes
معامله به پایان می رسد
book closes
کتاب بسته می شود
case closes
پرونده بسته می شود
the store closes at 9 pm.
مغازه ساعت 9 شب تعطیل میشود.
he closes the door quietly.
او در را به آرامی میبندد.
the meeting closes with a summary.
جلسه با خلاصهای به پایان میرسد.
she closes her eyes and relaxes.
او چشمانش را میبندد و آرام میکند.
the school closes for summer break.
مدارس برای تعطیلات تابستانی تعطیل میشوند.
the window closes automatically.
پنجره به طور خودکار بسته میشود.
the bank closes early on fridays.
بانک در روزهای جمعه زودتر تعطیل میشود.
she closes the book after reading.
او کتاب را بعد از خواندن میبندد.
the theater closes for renovations.
تئاتر برای بازسازیها تعطیل میشود.
he closes the deal with a handshake.
او با دست دادن معامله را نهایی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید