flat-facedness

[ایالات متحده]/[ˈflæt ˈfeɪstnɪs]/
[بریتانیا]/[ˈflæt ˈfeɪstnɪs]/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت داشتن چهره مسطح؛ عدم وجود ویژگی‌های برجسته؛ (در مورد یک نژاد سگ) ویژگی داشتن بینی کوتاه و مسطح.

عبارات و ترکیب‌ها

flat-facedness evident

پرخاشگری واضح

displaying flat-facedness

نمایش پرخاشگری

overcoming flat-facedness

پیروزی بر پرخاشگری

flat-facedness prevailed

پرخاشگری غالب شد

avoiding flat-facedness

پرهیز از پرخاشگری

with flat-facedness

با پرخاشگری

despite flat-facedness

با وجود پرخاشگری

exhibiting flat-facedness

نمایش پرخاشگری

masked flat-facedness

پرخاشگری پوشیده شده

perceived flat-facedness

پرخاشگری درک شده

جملات نمونه

her flat-facedness was a charming quirk, setting her apart from the crowd.

نوع خاص و جذاب او آنقدر بود که او را از جمع جدایی می‌داد.

despite his flat-facedness, he possessed a warm and engaging personality.

هرچند چهره‌اش پلت بود، شخصیت گرم و جذابی داشت.

the artist captured the subject's flat-facedness in a surprisingly expressive portrait.

هنرمند چهره‌ای پلت مدل را در یک پورتره بسیار بیان‌گر به خوبی ثبت کرد.

he tried to hide his flat-facedness with a carefully cultivated mustache.

او سعی کرد چهره‌ای پلت خود را با یک بорی کاشته شده به دقت پنهان کند.

the dog's flat-facedness gave it a perpetually surprised expression.

پلت بودن چهره‌ای سگ، به آن یک عبارت تعجب‌آمیز دائمی می‌داد.

she found his flat-facedness endearing, a refreshing change from the usual beauty standards.

او چهره‌ای پلت او را جذاب می‌یافت، یک تغییر تازه از استانداردهای زیبایی معمول.

the breed standard allows for a degree of flat-facedness in the canine.

استاندارد نژاد برای چهره‌ای پلت در سگ‌ها به اندازه‌ای امکان‌پذیر است.

he joked about his own flat-facedness, turning it into a self-deprecating charm.

او درباره چهره‌ای پلت خود جوخه می‌زد و آن را به یک جذابیت خودپسند تبدیل کرد.

the child's flat-facedness made him look innocent and trustworthy.

پلت بودن چهره کودک باعث شد که به نظر برسد بی‌گناه و قابل اعتماد است.

she admired the unique beauty that came with his flat-facedness.

او زیبایی منحصر به فردی را که با چهره‌ای پلت او همراه بود، دوست داشت.

the photographer highlighted the model's flat-facedness with dramatic lighting.

فotograf با روشنایی دراماتیک چهره‌ای پلت مدل را برجسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید