brachycephaly

[ایالات متحده]/[ˈbrækɪˌθæləɪ]/
[بریتانیا]/[ˈbrækɪˌθæləɪ]/

ترجمه

n. وضعیت داشتن سر کوتاه و گسترده؛ شکل فضولی که با ارتفاع کوتاه و عرض گسترده مشخص می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

brachycephaly assessment

ارزیابی بروکسیسفالی

diagnosing brachycephaly

تشخیص بروکسیسفالی

brachycephaly treatment

درمان بروکسیسفالی

severe brachycephaly

بروکسیسفالی شدید

brachycephaly cases

موارد بروکسیسفالی

with brachycephaly

با بروکسیسفالی

assessing brachycephaly

ارزیابی بروکسیسفالی

brachycephaly risk

خطر بروکسیسفالی

mild brachycephaly

بروکسیسفالی خفیف

brachycephaly screening

بررسی بروکسیسفالی

جملات نمونه

the infant was diagnosed with mild brachycephaly after a routine checkup.

نوزاد پس از یک معاینه روتین با میلگری دماغی خفیف تشخیص داده شد.

researchers are investigating the prevalence of brachycephaly in different populations.

پژوهشگران به بررسی شیوع میلگری دماغی در جوامع مختلف مشغول هستند.

parents concerned about their child's head shape should consult a pediatrician regarding brachycephaly.

والدینی که نگران شکل سر فرزندشان هستند باید در مورد میلگری دماغی با پزشک کودک مشورت کنند.

positional therapy is often recommended to correct brachycephaly in infants.

درمان موقعیتی معمولاً برای اصلاح میلگری دماغی در نوزادان توصیه می‌شود.

severe cases of brachycephaly may require further investigation and intervention.

موارد جدی میلگری دماغی ممکن است نیاز به بررسی‌های بیشتر و دخالت‌های لازم داشته باشند.

early detection of brachycephaly is crucial for effective management.

تشخیص زودهنگام میلگری دماغی برای مدیریت مؤثر ضروری است.

the study examined the correlation between sleep position and the risk of brachycephaly.

این مطالعه رابطه بین موقعیت خواب و خطر میلگری دماغی را بررسی کرد.

helmet therapy is a common treatment option for moderate brachycephaly.

درمان با کلاه یکی از گزینه‌های درمانی رایج برای میلگری دماغی متوسط است.

genetic factors may play a role in the development of brachycephaly.

عوامل ژنتیکی ممکن است در توسعه میلگری دماغی نقش داشته باشند.

the doctor carefully measured the infant's head circumference to assess for brachycephaly.

پزشک با دقت اطراف سر نوزاد را اندازه گرفت تا میلگری دماغی را ارزیابی کند.

brachycephaly can sometimes be associated with other craniofacial anomalies.

میلگری دماغی گاهی با اختلالات دیگر چهره و سر همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید