broadness

[ایالات متحده]/brɔːdɪnəs/
[بریتانیا]/broadənis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت عریض یا وسیع بودن؛ حالت بازاندیشی و فهمیدن؛ زبری یا خامی در رفتار یا آداب.

عبارات و ترکیب‌ها

broadness of view

گستردگی دیدگاه

broadness appeal

جاذبه گسترده

broadness of mind

گستردگی ذهن

lack broadness

نبود گسترده

promote broadness

ترویج گسترده

achieve broadness

به دست آوردن گسترده

consider broadness

در نظر گرفتن گسترده

جملات نمونه

the broadness of the river allows for various activities.

گستردگی رودخانه امکان انجام فعالیت‌های مختلف را فراهم می‌کند.

her broadness of knowledge impresses everyone.

دانش وسیع او همه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

the broadness of the topic makes it hard to cover everything.

گستردگی موضوع باعث می‌شود پوشش همه چیز دشوار باشد.

we discussed the broadness of the company's vision.

ما در مورد وسعت دید شرکت بحث کردیم.

the broadness of the landscape took my breath away.

گستردگی منظره نفس من را گرفت.

his broadness of experience is an asset to the team.

تجربه وسیع او یک دارایی برای تیم است.

they admired the broadness of the cultural exchange program.

آنها به وسعت برنامه تبادل فرهنگی علاقه مند بودند.

the broadness of her interests makes her a versatile artist.

علاقه‌های گسترده او باعث می‌شود او یک هنرمند چند وجهی باشد.

we need to appreciate the broadness of perspectives in this discussion.

ما باید دیدگاه‌های گسترده در این بحث را ارزیابی کنیم.

the broadness of the market offers many opportunities.

وسعت بازار فرصت‌های زیادی را ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید