flatcars

[ایالات متحده]/ˈflæt.kɑːz/
[بریتانیا]/ˈflæt.kɑrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واگن‌های باری بدون سقف؛ واگن‌های باری پلتفرم

عبارات و ترکیب‌ها

flatcars loading

بارگیری واگن مسطح

flatcars transport

حمل و نقل واگن مسطح

flatcars delivery

تحویل واگن مسطح

flatcars service

خدمات واگن مسطح

flatcars maintenance

نگهداری واگن مسطح

flatcars operation

عملکرد واگن مسطح

flatcars design

طراحی واگن مسطح

flatcars fleet

ناوگان واگن مسطح

flatcars capacity

ظرفیت واگن مسطح

flatcars specifications

مشخصات واگن مسطح

جملات نمونه

the flatcars were loaded with heavy machinery.

واگن‌های باری با ماشین‌آلات سنگین پر شده بودند.

flatcars are essential for transporting large items.

واگن‌های باری برای حمل اقلام بزرگ ضروری هستند.

they use flatcars to move construction materials.

آنها از واگن‌های باری برای جابجایی مصالح ساختمانی استفاده می‌کنند.

the flatcars rolled smoothly along the tracks.

واگن‌های باری به طور روان در امتداد ریل‌ها حرکت می‌کردند.

flatcars can be seen in many freight yards.

واگن‌های باری را می‌توان در بسیاری از محوطه‌های بارگیری دید.

he specializes in repairing flatcars for the railway.

او در تعمیر واگن‌های باری برای راه‌آهن تخصص دارد.

flatcars are often used in intermodal transport.

واگن‌های باری اغلب در حمل و نقل بین‌المدی استفاده می‌شوند.

they painted the flatcars bright colors for visibility.

آنها واگن‌های باری را به رنگ‌های روشن برای دید بهتر رنگ‌آمیزی کردند.

flatcars can carry everything from lumber to containers.

واگن‌های باری می‌توانند همه چیز از چوب تا کانتینر را حمل کنند.

the company invested in new flatcars to expand operations.

شرکت برای گسترش فعالیت‌ها در واگن‌های باری جدید سرمایه‌گذاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید