railcar

[ایالات متحده]/ˈreɪl.kɑː/
[بریتانیا]/ˈreɪl.kɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله نقلیه ریلی; واگن راه‌آهن
Word Forms
جمعrailcars

عبارات و ترکیب‌ها

empty railcar

واگن خالی

railcar loading

بارگیری واگن

railcar transport

حمل و نقل واگن

railcar maintenance

نگهداری واگن

railcar capacity

ظرفیت واگن

railcar fleet

ناوگان واگن

railcar inspection

بازرسی واگن

railcar design

طراحی واگن

railcar service

خدمات واگن

railcar delivery

تحویل واگن

جملات نمونه

the railcar departed on time.

قطار راس زمان حرکت کرد.

we need to inspect the railcar for safety.

ما باید واگن را برای ایمنی بررسی کنیم.

the railcar was filled with passengers.

واگن پر از مسافر بود.

they manufactured a new model of railcar.

آنها یک مدل جدید از واگن تولید کردند.

the railcar service runs every hour.

خدمات واگن هر ساعت در حال اجرا است.

he works as a railcar technician.

او به عنوان یک تکنسین واگن کار می کند.

the railcar was painted bright red.

واگن به رنگ قرمز روشن رنگ آوری شد.

they are upgrading the railcar fleet.

آنها ناوگان واگن را ارتقا می دهند.

the railcar was involved in an accident.

واگن در یک تصادف دخیل بود.

passengers boarded the railcar quickly.

مسافران به سرعت سوار واگن شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید