flatty

[ایالات متحده]/ˈflæti/
[بریتانیا]/ˈflæti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شی مسطح، کفش‌های مسطح، یا نوعی قایق؛ اصطلاح غیررسمی برای پلیس (آمریکا)؛ کفش‌های مسطح یا پلیس
Word Forms
جمعflatties

عبارات و ترکیب‌ها

flatty cat

گربه تخت

flatty hat

کلاه تخت

flatty mat

زیرانداز تخت

flatty bat

چوب بیسبال تخت

flatty pat

لیسیدن تخت

flatty rat

موش تخت

flatty brat

کودک بدرفتار تخت

flatty chat

گپ و گفت تخت

flatty sat

نشستن تخت

flatty spat

آب دهان تخت

جملات نمونه

my flatty loves to explore the neighborhood.

کِفش‌های من عاشق کشف محله هستند.

we should take our flatty for a walk in the park.

ما باید کفش‌هایمان را برای پیاده‌روی در پارک به بیرون ببریم.

the flatty is always eager to meet new friends.

کِفش‌ها همیشه مشتاق ملاقات با دوستان جدید هستند.

she bought a flatty for her upcoming trip.

او یک جفت کفش برای سفر آینده‌اش خرید.

my flatty enjoys lounging on the couch all day.

کِفش‌های من از لم دادن روی مبل در تمام روز لذت می‌برند.

the flatty is perfect for a casual outing.

کِفش‌ها برای یک گردش غیررسمی عالی هستند.

he often takes his flatty to the beach.

او اغلب کفش‌هایش را به ساحل می‌برد.

her flatty is the most comfortable pair of shoes she owns.

کِفش‌های او راحت‌ترین کفش‌هایی هستند که دارد.

they decided to wear their flatty for the picnic.

آنها تصمیم گرفتند کفش‌های خود را برای پیک نیک بپوشند.

the flatty is a great choice for summer wear.

کِفش‌ها یک انتخاب عالی برای پوشیدن در تابستان هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید