fleas

[ایالات متحده]/fliːz/
[بریتانیا]/fliːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حشره کوچک بدون بال و پرنده‌پرانی که از خون پستانداران و پرندگان تغذیه می‌کند؛ شخصی حریص یا طمع‌کار؛ رد کردن درخواست کسی به طرز بدخلقانه

عبارات و ترکیب‌ها

flea market

بازار دست دوم

flea control

کنترل کنه

flea bites

گزش کنه

flea infestation

آلودگی کنه

flea treatment

درمان کنه

flea collar

گردنبند ضد کنه

flea powder

پودر کنه کش

flea spray

اسپری ضد کنه

flea prevention

پیشگیری از کنه

flea trap

تله کنه

جملات نمونه

my cat has fleas and needs treatment.

گربه من کُنده‌های حشرات دارد و نیاز به درمان دارد.

fleas can cause itching and discomfort for pets.

کُنده‌ها می‌توانند باعث خارش و ناراحتی برای حیوانات خانگی شوند.

we should vacuum the carpets to remove fleas.

ما باید فرش‌ها را جارو کنیم تا کُنده‌ها را از بین ببریم.

fleas reproduce quickly, so act fast!

کُنده‌ها به سرعت تولید مثل می‌کنند، پس سریع عمل کنید!

using flea collars can help protect your dog.

استفاده از گردنبندهای ضد کُنده‌ها می‌تواند به محافظت از سگ شما کمک کند.

fleas can jump long distances to reach their hosts.

کُنده‌ها می‌توانند به مسافت‌های طولانی بپرند تا به میزبان خود برسند.

regular grooming helps to check for fleas.

آراستن منظم به بررسی وجود کُنده‌ها کمک می‌کند.

fleas can carry diseases that affect pets and humans.

کُنده‌ها می‌توانند بیماری‌هایی را حمل کنند که بر حیوانات خانگی و انسان‌ها تأثیر می‌گذارند.

after treating for fleas, wash all pet bedding.

پس از درمان کُنده‌ها، تمام وسایل خواب حیوانات خانگی را بشویید.

flea infestations can be difficult to eliminate.

آلودگی به کُنده‌ها می‌تواند از بین بردن آنها را دشوار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید