fleecing customers
فریب دادن مشتریان
fleecing money
دزدیدن پول
fleecing investors
فریب دادن سرمایه گذاران
fleecing funds
دزدیدن بودجه
fleecing tourists
فریب دادن گردشگران
fleecing clients
فریب دادن مشتریان
fleecing people
فریب دادن مردم
fleecing cash
دزدیدن پول نقد
fleecing profits
دزدیدن سود
fleecing schemes
فریب دادن طرح ها
they were accused of fleecing their customers.
آنها به اتهام فریب دادن مشتریان خود متهم شدند.
fleecing investors is a serious crime.
فریب دادن سرمایه گذاران یک جرم جدی است.
he was caught fleecing tourists in the city.
او در حال فریب دادن گردشگران در شهر دستگیر شد.
the scam involved fleecing people out of their savings.
این کلاهبرداری شامل فریب دادن مردم از پس اندازشان بود.
they devised a plan for fleecing the wealthy.
آنها طرحی برای فریب دادن ثروتمندان طراحی کردند.
fleecing the unsuspecting is a common tactic.
فریب دادن افراد ناآگاه یک تاکتیک رایج است.
many online schemes are designed for fleecing users.
بسیاری از طرح های آنلاین برای فریب دادن کاربران طراحی شده اند.
he was notorious for fleecing his friends.
او به خاطر فریب دادن دوستانش مشهور بود.
the company faced backlash for fleecing its clients.
شرکت به دلیل فریب دادن مشتریانش با واکنش منفی روبرو شد.
fleecing the elderly is particularly cruel.
فریب دادن افراد مسن به طور خاص بسیار سنگدلانه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید