fleecing

[ایالات متحده]/ˈfliːsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfliːsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را از مقدار زیادی پول فریب دادن؛ باج‌گیری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fleecing customers

فریب دادن مشتریان

fleecing money

دزدیدن پول

fleecing investors

فریب دادن سرمایه گذاران

fleecing funds

دزدیدن بودجه

fleecing tourists

فریب دادن گردشگران

fleecing clients

فریب دادن مشتریان

fleecing people

فریب دادن مردم

fleecing cash

دزدیدن پول نقد

fleecing profits

دزدیدن سود

fleecing schemes

فریب دادن طرح ها

جملات نمونه

they were accused of fleecing their customers.

آنها به اتهام فریب دادن مشتریان خود متهم شدند.

fleecing investors is a serious crime.

فریب دادن سرمایه گذاران یک جرم جدی است.

he was caught fleecing tourists in the city.

او در حال فریب دادن گردشگران در شهر دستگیر شد.

the scam involved fleecing people out of their savings.

این کلاهبرداری شامل فریب دادن مردم از پس اندازشان بود.

they devised a plan for fleecing the wealthy.

آنها طرحی برای فریب دادن ثروتمندان طراحی کردند.

fleecing the unsuspecting is a common tactic.

فریب دادن افراد ناآگاه یک تاکتیک رایج است.

many online schemes are designed for fleecing users.

بسیاری از طرح های آنلاین برای فریب دادن کاربران طراحی شده اند.

he was notorious for fleecing his friends.

او به خاطر فریب دادن دوستانش مشهور بود.

the company faced backlash for fleecing its clients.

شرکت به دلیل فریب دادن مشتریانش با واکنش منفی روبرو شد.

fleecing the elderly is particularly cruel.

فریب دادن افراد مسن به طور خاص بسیار سنگدلانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید