fleetly

[ایالات متحده]/ˈfliːtli/
[بریتانیا]/ˈflitli/

ترجمه

adv. به سرعت; به‌طور سریع; به‌صورت زودگذر; به‌سرعت

عبارات و ترکیب‌ها

fleetly moving

حرکت سریع

fleetly running

دویدن سریع

fleetly approaching

رویکرد سریع

fleetly responding

پاسخ سریع

fleetly advancing

پیشروی سریع

fleetly escaping

فرار سریع

fleetly departing

خروج سریع

fleetly navigating

ناوبری سریع

fleetly traveling

سفر سریع

fleetly executing

اجرای سریع

جملات نمونه

the cat moved fleetly across the room.

گربه به سرعت در سراسر اتاق حرکت کرد.

the athlete ran fleetly to the finish line.

ورزشکار به سرعت به خط پایان دوید.

she fleetly completed her homework before dinner.

او تکالیف خود را قبل از شام به سرعت انجام داد.

the dog chased the ball fleetly down the hill.

سگ توپ را به سرعت در سراسر تپه تعقیب کرد.

he fleetly navigated through the busy streets.

او به سرعت از طریق خیابان های شلوغ عبور کرد.

the dancer moved fleetly across the stage.

رقاص به سرعت در سراسر صحنه حرکت کرد.

they fleetly organized the event in just a week.

آنها رویداد را تنها در یک هفته به سرعت سازماندهی کردند.

the squirrel fleetly climbed the tree to escape.

سنجاب برای فرار به سرعت درخت را بالا رفت.

he fleetly adjusted the settings on his camera.

او به سرعت تنظیمات دوربین خود را تنظیم کرد.

the team fleetly responded to the emergency.

تیم به سرعت به وضعیت اضطراری پاسخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید