fleshing

[ایالات متحده]/ˈflɛʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈflɛʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس تنگ به رنگ گوشت; توانایی افزایش وزن; حذف گوشت; خراشیدن گوشت; خراشیدن گوشت در دباغی

عبارات و ترکیب‌ها

fleshing out

پر کردن

fleshing ideas

پر کردن ایده‌ها

fleshing details

پر کردن جزئیات

fleshing concepts

پر کردن مفاهیم

fleshing characters

پر کردن شخصیت‌ها

fleshing plans

پر کردن برنامه‌ها

fleshing story

پر کردن داستان

fleshing arguments

پر کردن استدلال‌ها

fleshing structure

پر کردن ساختار

fleshing themes

پر کردن مضامین

جملات نمونه

fleshing out ideas can lead to better projects.

توسعه دادن ایده‌ها می‌تواند منجر به پروژه‌های بهتر شود.

he is fleshing the characters in his novel.

او در حال توسعه شخصیت‌ها در رمان خود است.

we spent the afternoon fleshing out the details of the plan.

ما بعد از ظهر را صرف توسعه جزئیات طرح کردیم.

fleshing out the proposal took longer than expected.

توسعه دادن پیشنهاد بیشتر از حد انتظار طول کشید.

she is good at fleshing out complex concepts.

او در توسعه مفاهیم پیچیده خوب است.

fleshing out the story will make it more engaging.

توسعه دادن داستان آن را جذاب‌تر می‌کند.

the team is fleshing out their marketing strategy.

تیم در حال توسعه استراتژی بازاریابی خود است.

fleshing out the curriculum is essential for effective teaching.

توسعه دادن برنامه درسی برای آموزش موثر ضروری است.

he enjoys fleshing out his sketches with color.

او از افزودن رنگ به طرح‌های خود لذت می‌برد.

fleshing out the website content is my next task.

توسعه دادن محتوای وب‌سایت وظیفه بعدی من است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید