flightcrew

[ایالات متحده]/[ˈflaɪtˌkruː]/
[بریتانیا]/[ˈflaɪtˌkruː]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از افراد که یک هواپیما را اداره می‌کنند، از جمله خلبانان، مهندسان پرواز و خدمه کابین؛ خلبانان و سایر پرسنلی که مسئولیت ایمن اداره کردن یک هواپیما را بر عهده دارند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

flightcrew briefing

اطلاعات پرواز

flightcrew training

آموزش خدمه پرواز

assisting flightcrew

کمک به خدمه پرواز

flightcrew communication

ارتباطات خدمه پرواز

experienced flightcrew

خدمه پرواز با تجربه

flightcrew safety

ایمنی خدمه پرواز

brief the flightcrew

خدمه پرواز را مطلع کنید

flightcrew roster

لیست خدمه پرواز

support flightcrew

حمایت از خدمه پرواز

flightcrew duties

وظایف خدمه پرواز

جملات نمونه

the flightcrew conducted a thorough pre-flight inspection.

خدمه پرواز یک بازرسی کامل پیش از پرواز انجام دادند.

experienced flightcrew are essential for passenger safety.

خدمه پرواز با تجربه برای ایمنی مسافران ضروری هستند.

the flightcrew briefed passengers on safety procedures.

خدمه پرواز مسافران را در مورد رویه‌های ایمنی آگاه کردند.

communication between the flightcrew and ground control was clear.

ارتباط بین خدمه پرواز و مرکز کنترل زمینی واضح بود.

the flightcrew skillfully handled the unexpected turbulence.

خدمه پرواز به طور ماهرانه با تلاطم غیرمنتظره مقابله کردند.

a well-trained flightcrew is a sign of a reliable airline.

یک خدمه پرواز آموزش دیده نشان دهنده یک خط هوایی قابل اعتماد است.

the flightcrew coordinated their actions during the landing sequence.

خدمه پرواز اقدامات خود را در طول توالی فرود هماهنگ کردند.

the senior flightcrew member oversaw the entire operation.

سرویس عضو ارشد خدمه پرواز بر کل عملیات نظارت داشت.

the flightcrew reported a minor mechanical issue.

خدمه پرواز یک مشکل مکانیکی جزئی را گزارش کرد.

the flightcrew provided excellent customer service throughout the journey.

خدمه پرواز در طول سفر خدمات مشتری عالی ارائه دادند.

new flightcrew members undergo rigorous training programs.

اعضای جدید خدمه پرواز در برنامه های آموزشی سختگیرانه شرکت می کنند.

the flightcrew’s professionalism ensured a smooth flight.

حرفه‌ای‌گری خدمه پرواز تضمین‌کننده یک پرواز آرام بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید