flightline

[ایالات متحده]/ˈflaɪtlaɪn/
[بریتانیا]/ˈflaɪtlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسیر تعیین شده برای هواپیماها در هنگام برخاستن و فرود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

flightline safety

ایمنی خط پرواز

flightline operations

عملیات خط پرواز

flightline crew

خدمه خط پرواز

flightline maintenance

نگهداری خط پرواز

flightline support

حمایت خط پرواز

flightline inspection

بازرسی خط پرواز

flightline readiness

آمادگی خط پرواز

flightline procedures

روش های خط پرواز

flightline briefing

اطلاعات خط پرواز

flightline access

دسترسی به خط پرواز

جملات نمونه

the aircraft lined up on the flightline for takeoff.

هواپیما در خط پرواز برای آماده‌سازی برای برخاستن در صف قرار گرفت.

ground crew members are busy on the flightline.

خدمه پرواز در خط پرواز مشغول به کار هستند.

we observed the new jets arriving on the flightline.

ما جت‌های جدیدی را که در خط پرواز می‌رسیدند مشاهده کردیم.

the flightline was cleared for the emergency landing.

خط پرواز برای فرود اضطراری پاکسازی شد.

safety checks are conducted daily on the flightline.

بررسی‌های ایمنی به طور روزانه در خط پرواز انجام می‌شود.

technicians performed maintenance on the flightline.

تکنسین‌ها تعمیرات را در خط پرواز انجام دادند.

the flightline was bustling with activity during the airshow.

خط پرواز در طول نمایش هوایی مملو از فعالیت بود.

he took photos of the planes on the flightline.

او از هواپیماها در خط پرواز عکس گرفت.

all pilots must report to the flightline before departure.

تمام خلبان‌ها باید قبل از عزیمت در خط پرواز گزارش دهند.

the flightline is an essential part of airport operations.

خط پرواز بخشی ضروری از عملیات فرودگاه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید