flitches of wood
تراشههای چوب
flitches for flooring
تراشهها برای کفپوش
flitches of veneer
تراشههای روکش
cutting flitches carefully
برش تراشهها با دقت
stacking flitches neatly
چیدن تراشهها به طور مرتب
selecting flitches wisely
انتخاب هوشمندانه تراشهها
flitches for cabinetry
تراشهها برای کابینتسازی
flitches in storage
تراشهها در انبار
flitches for joinery
تراشهها برای نجاری
flitches of timber
تراشههای چوب
flitches of wood are often used in furniture making.
تکههایی از چوب اغلب در ساخت مبلمان استفاده میشوند.
the carpenter carefully selected the flitches for the table.
نجار با دقت تکههای چوب را برای میز انتخاب کرد.
he stacked the flitches neatly in the workshop.
او تکههای چوب را به طور مرتب در کارگاه انبار کرد.
flitches can be glued together to create larger panels.
میتوان تکههای چوب را به هم چسباند تا پنلهای بزرگتری ایجاد کرد.
she used flitches to craft a beautiful wooden sculpture.
او از تکههای چوب برای ساخت یک مجسمه چوبی زیبا استفاده کرد.
flitches are often dried before being used in construction.
تکههای چوب اغلب قبل از استفاده در ساخت و ساز خشک میشوند.
the sawmill produces flitches of various sizes.
کارخانه نورد چوب تکههای چوب با اندازههای مختلف تولید میکند.
he learned to identify high-quality flitches for his projects.
او یاد گرفت که چگونه تکههای چوب با کیفیت بالا را برای پروژههای خود شناسایی کند.
flitches are essential materials in the woodworking industry.
تکههای چوب مواد ضروری در صنعت چوببری هستند.
after cutting, the flitches need to be properly stored.
پس از برش، تکههای چوب باید به درستی نگهداری شوند.
flitches of wood
تراشههای چوب
flitches for flooring
تراشهها برای کفپوش
flitches of veneer
تراشههای روکش
cutting flitches carefully
برش تراشهها با دقت
stacking flitches neatly
چیدن تراشهها به طور مرتب
selecting flitches wisely
انتخاب هوشمندانه تراشهها
flitches for cabinetry
تراشهها برای کابینتسازی
flitches in storage
تراشهها در انبار
flitches for joinery
تراشهها برای نجاری
flitches of timber
تراشههای چوب
flitches of wood are often used in furniture making.
تکههایی از چوب اغلب در ساخت مبلمان استفاده میشوند.
the carpenter carefully selected the flitches for the table.
نجار با دقت تکههای چوب را برای میز انتخاب کرد.
he stacked the flitches neatly in the workshop.
او تکههای چوب را به طور مرتب در کارگاه انبار کرد.
flitches can be glued together to create larger panels.
میتوان تکههای چوب را به هم چسباند تا پنلهای بزرگتری ایجاد کرد.
she used flitches to craft a beautiful wooden sculpture.
او از تکههای چوب برای ساخت یک مجسمه چوبی زیبا استفاده کرد.
flitches are often dried before being used in construction.
تکههای چوب اغلب قبل از استفاده در ساخت و ساز خشک میشوند.
the sawmill produces flitches of various sizes.
کارخانه نورد چوب تکههای چوب با اندازههای مختلف تولید میکند.
he learned to identify high-quality flitches for his projects.
او یاد گرفت که چگونه تکههای چوب با کیفیت بالا را برای پروژههای خود شناسایی کند.
flitches are essential materials in the woodworking industry.
تکههای چوب مواد ضروری در صنعت چوببری هستند.
after cutting, the flitches need to be properly stored.
پس از برش، تکههای چوب باید به درستی نگهداری شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید