floaty

[ایالات متحده]/'fləuti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای آبخور کم؛ قادر به شناور شدن

عبارات و ترکیب‌ها

floaty dress

لباس شناور

floaty fabric

پارچه شناور

floaty skirt

دامن شناور

floaty silhouette

سیلوئت شناور

floaty texture

بافت شناور

جملات نمونه

Now she is always in floaty, lacy, chiffony things and she likes a bit of corsetting.

او همیشه لباس های سبک، گیپور و شیفون می پوشد و کمی korseting را دوست دارد.

She wore a floaty dress to the beach.

او یک لباس سبک به ساحل پوشید.

The floaty clouds drifted across the sky.

ابرهای سبک در آسمان شناور بودند.

I love the floaty feeling of being in a hot air balloon.

من حس سبک بودن در بالن های داغ را دوست دارم.

The floaty fabric of the curtains added a touch of elegance to the room.

پارچه سبک پرده ها کمی از ظرافت را به اتاق اضافه کرد.

She prefers floaty skirts over tight jeans.

او دامن های سبک را به شلوارهای تنگ ترجیح می دهد.

The floaty petals of the cherry blossoms fell gently to the ground.

گلبرگ های سبک شکوفه های گیلاس به آرامی روی زمین افتادند.

The floaty music of the piano filled the room with a sense of tranquility.

موسیقی سبک پیانو اتاق را با حس آرامش پر کرد.

She tied a floaty scarf around her neck as a fashion statement.

او به عنوان یک بیانیه مد، یک روسری سبک را دور گردنش بست.

The floaty movements of the ballet dancers mesmerized the audience.

حرکات سبک رقصره های باله تماشاگران را مسحور کرد.

The floaty scent of lavender filled the air in the garden.

عطر سبک اسطوخودوس هوا را در باغ پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید