floodwater

[ایالات متحده]/'flʌdwɔːtə(r)/
[بریتانیا]/'flʌdwɔtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آب گرفتگی
Explanation: مقدار زیادی آب که وارد می‌شود و باعث غرق شدن زمین می‌شود.
Word Forms

جملات نمونه

The floodwater rose rapidly after heavy rain.

آبگرفتگی به سرعت پس از باران شدید افزایش یافت.

Residents were evacuated due to the rising floodwater.

به دلیل افزایش سطح آبگرفتگی، ساکنان تخلیه شدند.

The floodwater damaged many homes in the area.

آبگرفتگی باعث خسارت به بسیاری از خانه‌ها در این منطقه شد.

Authorities issued warnings about potential floodwater in low-lying areas.

مقامات در مورد خطر آبگرفتگی در مناطق پست هشدار دادند.

Cleanup efforts began after the floodwater receded.

پس از کاهش سطح آبگرفتگی، تلاش‌های پاکسازی آغاز شد.

The floodwater carried debris downstream.

آبگرفتگی باعث انتقال آوارها به سمت پایین رودخانه شد.

Emergency crews used boats to rescue people trapped in floodwater.

تیم‌های امدادی از قایق‌ها برای نجات افرادی که در آبگرفتگی گرفتار شده بودند، استفاده کردند.

The floodwater submerged the entire town.

آبگرفتگی کل شهر را زیر آب برد.

Floodwater can contain dangerous bacteria and pollutants.

آبگرفتگی می‌تواند حاوی باکتری‌ها و آلاینده‌های خطرناک باشد.

After the storm, the streets were filled with floodwater.

پس از طوفان، خیابان‌ها پر از آبگرفتگی بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید