floosy

[ایالات متحده]/ˈfluːzi/
[بریتانیا]/ˈfluːzi/

ترجمه

adj. پف دار یا پشمالو
Word Forms
جمعfloosies

عبارات و ترکیب‌ها

floosy girl

دختر بی‌پروا

floosy dress

لباس بی‌پروا

floosy behavior

رفتار بی‌پروا

floosy attitude

نگاه بی‌پروا

floosy style

سبک بی‌پروا

floosy reputation

شهرت بی‌پروا

floosy talk

صحبت‌های بی‌پروا

floosy look

ظاهر بی‌پروا

floosy friend

دوست بی‌پروا

floosy lifestyle

سبک زندگی بی‌پروا

جملات نمونه

she wore a floosy dress to the party.

او یک لباس زننده به مهمانی پوشید.

his floosy behavior at the event was embarrassing.

رفتار زننده‌اش در آن رویداد شرم‌آور بود.

they called her a floosy for her choice of friends.

آنها او را به خاطر انتخاب دوستانش زننده صدا زدند.

don't be such a floosy when making decisions.

هنگام تصمیم‌گیری آنقدر زننده نباشید.

the movie had a floosy character that everyone disliked.

فیلم دارای شخصیتی زننده بود که همه از آن متنفر بودند.

he was criticized for his floosy remarks during the meeting.

او به خاطر اظهارات زننده‌اش در طول جلسه مورد انتقاد قرار گرفت.

her floosy attitude made it hard to take her seriously.

حرف و عمل زننده‌اش باعث می‌شد او را جدی نگرفتند.

people often mistake confidence for floosy behavior.

افراد اغلب اعتماد به نفس را با رفتار زننده اشتباه می‌گیرند.

a floosy approach to life can lead to regrets.

یک رویکرد زننده به زندگی می‌تواند منجر به پشیمانی شود.

he tried to impress her with his floosy charm.

او سعی کرد با جذابیت زننده‌اش او را تحت تاثیر قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید