flowmeter

[ایالات متحده]/ˈfləʊˌmiːtə/
[بریتانیا]/ˈfloʊˌmiːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای اندازه‌گیری نرخ جریان مایعات یا گازها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

digital flowmeter

شیر دیجیتال

flowmeter calibration

کالیبراسیون جریان‌سنج

ultrasonic flowmeter

جریان‌سنج فراصوت

mechanical flowmeter

جریان‌سنج مکانیکی

flowmeter installation

نصب جریان‌سنج

flowmeter accuracy

دقت جریان‌سنج

flowmeter reading

خواندن جریان‌سنج

flowmeter maintenance

نگهداری جریان‌سنج

flowmeter types

انواع جریان‌سنج

flowmeter technology

فناوری جریان‌سنج

جملات نمونه

the flowmeter measures the rate of liquid flow.

جریان‌سنج نرخ جریان مایع را اندازه گیری می‌کند.

we need to calibrate the flowmeter for accurate readings.

ما نیاز داریم جریان‌سنج را برای خواندن دقیق کالیبره کنیم.

the technician installed a new flowmeter in the pipeline.

تکنسین یک جریان‌سنج جدید در خط لوله نصب کرد.

regular maintenance of the flowmeter is essential.

نگهداری منظم از جریان‌سنج ضروری است.

flowmeters are used in various industrial applications.

جریان‌سنج‌ها در کاربردهای صنعتی مختلف استفاده می‌شوند.

the digital flowmeter provides real-time data.

جریان‌سنج دیجیتال داده‌های بی‌درنگ ارائه می‌دهد.

ensure the flowmeter is properly connected to the system.

اطمینان حاصل کنید که جریان‌سنج به درستی به سیستم متصل است.

flowmeters can help optimize the efficiency of processes.

جریان‌سنج‌ها می‌توانند به بهینه‌سازی کارایی فرآیندها کمک کنند.

he explained how to read the flowmeter readings.

او توضیح داد چگونه خواندن‌های جریان‌سنج را بخوانیم.

the flowmeter malfunctioned, causing inaccurate measurements.

جریان‌سنج دچار نقص فنی شد و باعث اندازه‌گیری‌های نادرست شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید