flubbed audition
اجراي ناموفق
flubbed lines
خطوط فراموش شده
flubbed speech
سخنرانی ناموفق
flubbed joke
جک ناموفق
flubbed delivery
ارائه ناموفق
flubbed performance
اجای ناموفق
flubbed test
آزمون ناموفق
flubbed answer
پاسخ اشتباه
flubbed transition
انتقال ناموفق
flubbed opportunity
فرصت از دست رفته
he flubbed his lines during the play.
او در طول نمایش، دیالوگهایش را خراب کرد.
she flubbed the presentation and lost the client.
او ارائهاش را خراب کرد و مشتری را از دست داد.
they flubbed the important meeting last week.
آنها جلسه مهم هفته گذشته را خراب کردند.
he flubbed the exam and needs to retake it.
او امتحان را خراب کرد و باید آن را دوباره بدهد.
she flubbed the recipe and the cake didn't rise.
او دستور العمل را خراب کرد و کیک پف نکرد.
the athlete flubbed his routine and finished last.
ورزشکار برنامه خود را خراب کرد و آخر شد.
he flubbed the joke, and nobody laughed.
او جوک را خراب کرد و هیچ کس نخندید.
she flubbed the dance steps during the performance.
او مراحل رقص را در طول اجرا خراب کرد.
they flubbed the negotiations and missed the deal.
آنها مذاکرات را خراب کردند و معامله را از دست دادند.
he flubbed the instructions and confused everyone.
او دستورالعملها را خراب کرد و همه را گیج کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید