fluffs

[ایالات متحده]/flʌfs/
[بریتانیا]/flʌfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الیاف نرم یا پر; تلاش‌های ناموفق یا اشتباهات
v. نرم و پف‌دار کردن یا شل کردن; تکان دادن یا پف کردن; برس زدن به مواد نرم

عبارات و ترکیب‌ها

fluffs up

حالت پف مانند به خود می‌گیرد

fluffs out

بیرون پف می‌کند

fluffs around

پف می‌کند اطراف

fluffs off

حالت پف مانند از خود خارج می‌کند

fluffs in

داخل پف می‌کند

fluffs together

با هم پف می‌کند

fluffs down

به سمت پایین پف می‌کند

fluffs away

دور می‌کند با پف

fluffs back

به عقب پف می‌کند

جملات نمونه

the cat fluffs up its fur when it's scared.

گربه وقتی می‌ترسد، موهای خود را پف می‌کند.

she fluffs the pillows before guests arrive.

او بالش‌ها را قبل از ورود مهمان‌ها پف می‌کند.

the chef fluffs the rice to make it light and fluffy.

سرآشپز برنج را پف می‌کند تا سبک و پف‌دار شود.

he fluffs the blanket to keep warm.

او پتو را پف می‌کند تا گرم بماند.

the dog fluffs its tail when it sees its owner.

وقتی سگ صاحب خود را می‌بیند، دم خود را پف می‌کند.

she fluffs her hair before taking a photo.

او قبل از گرفتن عکس، موهای خود را پف می‌کند.

the artist fluffs the canvas to prepare for painting.

هنرمند بوم نقاشی را برای آماده شدن برای نقاشی پف می‌کند.

he fluffs the down jacket to make it look full.

او ژاکت پشمی را پف می‌کند تا پر به نظر برسد.

fluffs of cotton were scattered across the field.

پوسته های پنبه در سراسر مزاعل پراکنده شده بودند.

the comedian's jokes always fluff up the mood.

همیشه شوخی‌های کمدین حال و هوا را پف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید