compresses

[ایالات متحده]/[ˈkɒmprəs]/
[بریتانیا]/[ˈkɒmprəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (transitive) فشرده کردن چیزی به اندازه یا حجم کوچکتر؛ فشار دادن یا فشردن چیزی؛ کاهش حجم یک فایل کامپیوتری.
v. (intransitive) فشرده شدن.
v. (transitive) - medical اعمال فشار بر قسمتی از بدن، معمولاً برای متوقف کردن خونریزی یا کاهش تورم.

عبارات و ترکیب‌ها

compresses data

فشرده‌سازی داده‌ها

compresses files

فشرده‌سازی فایل‌ها

compressed image

تصویر فشرده‌شده

compresses quickly

به سرعت فشرده می‌کند

compresses information

فشرده‌سازی اطلاعات

compresses volume

فشرده‌سازی حجم

being compressed

در حال فشرده‌سازی

compresses memory

فشرده‌سازی حافظه

compresses space

فشرده‌سازی فضا

compresses time

فشرده‌سازی زمان

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید