fluidification

[ایالات متحده]/[ˈfluːɪdɪfɪˈkeɪʃ(ə)]/
[بریتانیا]/[ˈfluːɪdɪfɪˈkeɪʃ(ə)]/

ترجمه

n. فرآیند تبدیل یک جامد پودری به یک حالت شبیه به مایع؛ عمل ایجاد تغییر در سیالیت.
v. تبدیل یک جامد پودری به یک حالت شبیه به مایع؛ ایجاد تغییر در سیالیت.

عبارات و ترکیب‌ها

fluidification process

پردازش فلوئیدیفیکاسیون

under fluidification

در حالت فلوئیدیفیکاسیون

fluidification analysis

تحلیل فلوئیدیفیکاسیون

prevent fluidification

جلوگیری از فلوئیدیفیکاسیون

fluidification risk

ریسک فلوئیدیفیکاسیون

fluidification study

مطالعه فلوئیدیفیکاسیون

fluidification rate

نرخ فلوئیدیفیکاسیون

assessing fluidification

ارزیابی فلوئیدیفیکاسیون

causes fluidification

عوامل باعث فلوئیدیفیکاسیون

fluidification zone

منطقه فلوئیدیفیکاسیون

جملات نمونه

the process involved careful fluidification of the asphalt mixture for optimal road construction.

فرآیند شامل فلوئیدی‌سیشن مراقبت‌شده آسفالت مخلوط برای ساخت بهینه جاده بود.

rapid fluidification of the drilling mud is crucial for efficient wellbore cleaning.

فلوئیدی‌سیشن سریع مایع حفاری برای پاک‌سازی بهینه چاه حفره‌ای ضروری است.

we observed significant fluidification of the soil after heavy rainfall.

پس از باران‌های سنگین، فلوئیدی‌سیشن معنی‌دار خاک را مشاهده کردیم.

the goal was to achieve complete fluidification of the polymer solution for coating application.

هدف دستیابی به فلوئیدی‌سیشن کامل محلول پلیمر برای کاربرد پوشش بود.

fluidification techniques are used in enhanced oil recovery processes.

فنون فلوئیدی‌سیشن در فرآیندهای بازیابی نفت افزایش یافته استفاده می‌شود.

the experiment demonstrated the impact of temperature on fluidification rates.

آزمایش تأثیر دما بر نرخ فلوئیدی‌سیشن را نشان داد.

controlled fluidification is essential for creating uniform concrete mixtures.

فلوئیدی‌سیشن کنترل‌شده برای ایجاد مخلوط‌های بتن یکنواخت ضروری است.

the study focused on the mechanisms behind granular material fluidification.

این مطالعه روی مکانیزم‌های پشت فلوئیدی‌سیشن مواد ذرات متمرکز بود.

fluidification of the slurry allowed for easier pumping through the pipeline.

فلوئیدی‌سیشن مایع معلق اجازه داد تا پمپ‌کردن آسان‌تری از طریق لوله انجام شود.

understanding fluidification is key to designing stable foundations on soft soils.

فهم فلوئیدی‌سیشن کلید طراحی بنیادهای پایدار روی خاک‌های نرم است.

the additive promoted rapid fluidification of the suspension without compromising stability.

این افزودنی فلوئیدی‌سیشن سریع معلق را ترویج می‌دهد بدون اینکه پایداری را به خطر بیندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید