fluoresced

[ایالات متحده]/flɔːˈrɛst/
[بریتانیا]/flɔˈrɛst/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل fluoresce

عبارات و ترکیب‌ها

fluoresced brightly

به شدت درخشید

fluoresced under uv

تحت اشعه ماوراء بنفش درخشید

fluoresced in darkness

در تاریکی درخشید

fluoresced vividly

به طور زنده درخشید

fluoresced intensely

به شدت زیاد درخشید

fluoresced after exposure

پس از قرار گرفتن در معرض نور درخشید

fluoresced under light

تحت نور درخشید

fluoresced with heat

با گرما درخشید

fluoresced in solution

در محلول درخشید

fluoresced during reaction

در طول واکنش درخشید

جملات نمونه

the mineral fluoresced under ultraviolet light.

معادن تحت نور فرابنفش، فلورسانس داشتند.

she noticed that the paint fluoresced in the dark.

او متوجه شد که رنگ در تاریکی، فلورسانس داشت.

the jellyfish fluoresced beautifully in the ocean.

ماهی‌های خزه در اقیانوس به زیبایی فلورسانس داشتند.

during the experiment, the solution fluoresced brightly.

در طول آزمایش، محلول به شدت فلورسانس داشت.

the artist used fluoresced colors to enhance the painting.

هنرمند از رنگ‌های فلورسنت برای افزایش جذابیت نقاشی استفاده کرد.

at night, the path fluoresced, guiding the hikers.

در شب، مسیر فلورسانس داشت و راهنمای کوهنوردان بود.

the laboratory discovered that the bacteria fluoresced under certain conditions.

آزمایشگاه کشف کرد که باکتری‌ها تحت شرایط خاص، فلورسانس داشتند.

the fireworks fluoresced in the night sky.

آتش‌بازی‌ها در آسمان شب، فلورسانس داشتند.

her dress fluoresced under the club's black lights.

لباسش زیر نورهای سیاه کلاب، فلورسانس داشت.

the research focused on how the compounds fluoresced when exposed to heat.

تحقیقات بر روی این تمرکز داشت که چگونه ترکیبات در معرض گرما، فلورسانس داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید