phosphoresced

[ایالات متحده]/[ˈfɒsfrəˌsɪːd]/
[بریتانیا]/[ˈfɑːsfrəˌsɪːd]/

ترجمه

v. (گذشته شدۀ phosphoresce) نور دادن پس از مواجهه با تشعشع؛ نور دادن یا سیلاب کردن با نور خاکستری.

عبارات و ترکیب‌ها

phosphoresced gently

آرامان چراغ می‌زد

it phosphoresced

آن چراغ می‌زد

phosphoresced blue

آبی چراغ می‌زد

had phosphoresced

چراغ زده بود

phosphoresced slowly

آرامان چراغ می‌زد

phosphoresced green

سبز چراغ می‌زد

جملات نمونه

the old watch hands phosphoresced faintly in the dark.

دست‌های ساعت قدیمی در تاریکی به خیلی کم نور می‌پرداخت.

the safety signs phosphoresced, guiding us through the tunnel.

نیروهای امنیتی نور می‌پرداختند و ما را از طریق تونل راهنمایی می‌کردند.

the child's toy phosphoresced a soft green in the night.

عبث کودک در شب با یک سبز نرم نور می‌پرداخت.

the paint phosphoresced after being exposed to sunlight.

پس از معرض نور خورشید، رنگ نور می‌پرداخت.

the dial of the instrument phosphoresced, easy to read.

دیسپلای دستگاه نور می‌پرداخت و خواندن آن آسان بود.

the emergency exit signs phosphoresced brightly.

نیروهای خروج اضطراری با نور زیاد نور می‌پرداختند.

the lab equipment phosphoresced with a strange glow.

تجهیزات آزمایشگاهی با یک نور عجیب نور می‌پرداختند.

the deep-sea creature phosphoresced to attract prey.

این موجود دریایی نور می‌پرداخت تا غذای خود را جذب کند.

the artist used phosphorescent paint for the mural.

هنرمند از رنگ نورانی برای نقاشی استفاده کرد.

the stars phosphoresced in the clear night sky.

ستاره‌ها در آسمان شب روشن با نور می‌پرداختند.

the glow-in-the-dark stickers phosphoresced on the ceiling.

چسب‌های نورانی در سقف نور می‌پرداختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید