fluorochrome

[ایالات متحده]/ˈflʊərəʊkrəʊm/
[بریتانیا]/ˈflʊroʊkroʊm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(رنگی که نمونه‌های زیستی را فلورسانس می‌کند)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fluorochrome dye

رنگ فلوروکروم

fluorochrome labeling

برچسب‌گذاری فلوروکروم

fluorochrome staining

رنگ‌آمیزی فلوروکروم

fluorochrome microscopy

میکروسکوپ فلوروکروم

fluorochrome conjugate

پیوند فلوروکروم

fluorochrome probe

پروب فلوروکروم

fluorochrome application

کاربرد فلوروکروم

fluorochrome filter

فیلتر فلوروکروم

fluorochrome analysis

تجزیه و تحلیل فلوروکروم

fluorochrome signal

سیگنال فلوروکروم

جملات نمونه

the scientist used a fluorochrome to stain the cells.

دانشمند از یک فلوروشرم برای رنگ آمیزی سلول ها استفاده کرد.

fluorochromes are essential in fluorescence microscopy.

فلوروشرم ها در میکروسکوپ فلورسانس ضروری هستند.

we observed the results under a fluorochrome filter.

ما نتایج را زیر فیلتر فلوروشرم مشاهده کردیم.

the fluorochrome emitted bright colors when excited.

فلوروشرم هنگامی که تحریک می شد، رنگ های روشن ساطع می کرد.

researchers are developing new types of fluorochromes.

محققان در حال توسعه انواع جدیدی از فلوروشرم ها هستند.

fluorochromes can help identify specific proteins.

فلوروشرم ها می توانند به شناسایی پروتئین های خاص کمک کنند.

using multiple fluorochromes allows for complex imaging.

استفاده از چندین فلوروشرم امکان تصویربرداری پیچیده را فراهم می کند.

fluorochrome labeling is a common technique in biology.

برچسب گذاری فلوروشرم یک تکنیک رایج در زیست شناسی است.

the choice of fluorochrome depends on the application.

انتخاب فلوروشرم به کاربرد بستگی دارد.

fluorochromes are often used in diagnostic tests.

فلوروشرم ها اغلب در تست های تشخیصی استفاده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید