flus

[ایالات متحده]/fluːz/
[بریتانیا]/fluːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آنفولانزا; آنفولانزا (جمع آنفولانزا)

عبارات و ترکیب‌ها

flu season

فصل آنفولانزا

flu symptoms

علائم آنفولانزا

flu vaccine

واکسن آنفولانزا

flu outbreak

شیوع آنفولانزا

flu shot

واکسن آنفولانزا

flu tests

تست‌های آنفولانزا

flu prevention

پیشگیری از آنفولانزا

flu treatment

درمان آنفولانزا

flu cases

موارد آنفولانزا

flu clinic

کلینیک آنفولانزا

جملات نمونه

many people experience flus during the winter season.

بسیاری از افراد در طول فصل زمستان دچار آنفولانزا می‌شوند.

she caught one of the worst flus last year.

او یکی از بدترین آنفولانزاها را سال گذشته گرفت.

flus can spread easily in crowded places.

آنفولانزا می‌تواند به راحتی در مکان‌های شلوغ گسترش یابد.

vaccines can help prevent flus.

واکسن‌ها می‌توانند به پیشگیری از آنفولانزا کمک کنند.

he stayed home to recover from the flu.

او در خانه ماند تا از آنفولانزا بهبود یابد.

flus often come with symptoms like fever and cough.

آنفولانزا اغلب با علائمی مانند تب و سرفه همراه است.

washing hands frequently can reduce the risk of flus.

شستن مکرر دست‌ها می‌تواند خطر ابتلا به آنفولانزا را کاهش دهد.

flus are more common in children than in adults.

آنفولانزا در کودکان بیشتر از بزرگسالان شایع است.

it's important to stay hydrated when you have flus.

هیدراته ماندن هنگام ابتلا به آنفولانزا مهم است.

flus can lead to serious complications if not treated.

اگر درمان نشوند، آنفولانزا می‌تواند منجر به عوارض جدی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید