foaling

[ایالات متحده]/ˈfəʊlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfoʊlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل زاییدن به یک مادیان
n. یک اسب یا الاغ جوان

عبارات و ترکیب‌ها

foaling season

فصل زایمان

foaling barn

انبار زایش

foaling process

فرآیند زایش

foaling complications

پی complication های زایش

foaling management

مدیریت زایش

foaling kit

کیت زایش

foaling time

زمان زایش

foaling alert

هشدار زایش

foaling record

ثبت سابقه زایش

foaling assistance

کمک در زایش

جملات نمونه

the mare is foaling in the stable.

مادیّانا در طویله زایمان می‌کند.

foaling season is an exciting time for breeders.

فصل زایمان زمانی هیجان‌انگیز برای پرورش‌دهندگان است.

she watched the foaling process with great interest.

او با علاقه زیاد روند زایمان را تماشا کرد.

proper care is essential during foaling.

مراقبت مناسب در طول زایمان ضروری است.

foaling can be a challenging experience for young mares.

زایمان می‌تواند یک تجربه چالش‌برانگیز برای مادیان‌های جوان باشد.

veterinarians often assist in complicated foaling cases.

دامپزشکان اغلب در موارد زایمان پیچیده کمک می‌کنند.

she documented each foaling event in her journal.

او هر رویداد زایمان را در دفترچه یادداشت خود ثبت کرد.

foaling requires a quiet and safe environment.

زایمان به محیطی آرام و ایمن نیاز دارد.

many factors can affect the foaling process.

عوامل زیادی می‌توانند بر روند زایمان تأثیر بگذارند.

foaling can happen at any time of the day or night.

زایمان می‌تواند در هر زمان از روز یا شب اتفاق بیفتد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید