fobs

[ایالات متحده]/fɒbz/
[بریتانیا]/fɑbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنجیره کوتاه برای ساعت جیبی؛ تزئینی کوچک بر روی حلقه کلید
v. فریب دادن یا تقلب کردن (کسی) برای پذیرش چیزی بی‌ارزش
abbr. سیستم بمباران مداری کسری

عبارات و ترکیب‌ها

key fobs

کلید فوب

security fobs

فوب‌های امنیتی

smart fobs

فوب‌های هوشمند

access fobs

فوب‌های دسترسی

remote fobs

فوب‌های از راه دور

digital fobs

فوب‌های دیجیتال

car fobs

فوب‌های خودرو

keyless fobs

فوب‌های بدون کلید

chip fobs

فوب‌های تراشه

fob keys

کلیدهای فوب

جملات نمونه

he lost his fobs while shopping.

او در حین خریدن، کلیدهای ماشین خود را گم کرد.

she has several fobs for different cars.

او چندین کلید ماشین برای خودروهای مختلف دارد.

fobs can be easily replaced if lost.

می‌توان به راحتی کلیدهای ماشین را در صورت گم شدن جایگزین کرد.

make sure to keep your fobs in a safe place.

مطمئن شوید کلیدهای ماشین خود را در مکانی امن نگه می‌دارید.

he attached the fobs to his keychain.

او کلیدهای ماشین را به دسته کلید خود وصل کرد.

many modern cars use electronic fobs.

بسیاری از خودروهای مدرن از کلیدهای ماشین الکترونیکی استفاده می‌کنند.

she customized her fobs with unique designs.

او کلیدهای ماشین خود را با طرح‌های منحصر به فرد سفارشی کرد.

fobs can sometimes malfunction and need reprogramming.

گاهی اوقات کلیدهای ماشین ممکن است خراب شوند و نیاز به برنامه‌ریزی مجدد داشته باشند.

he always carries his fobs in his pocket.

او همیشه کلیدهای ماشین خود را در جیب خود حمل می‌کند.

she showed me her collection of colorful fobs.

او مجموعه‌اش از کلیدهای ماشین رنگارنگ را به من نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید