key fobs
کلید فوب
security fobs
فوبهای امنیتی
smart fobs
فوبهای هوشمند
access fobs
فوبهای دسترسی
remote fobs
فوبهای از راه دور
digital fobs
فوبهای دیجیتال
car fobs
فوبهای خودرو
keyless fobs
فوبهای بدون کلید
chip fobs
فوبهای تراشه
fob keys
کلیدهای فوب
he lost his fobs while shopping.
او در حین خریدن، کلیدهای ماشین خود را گم کرد.
she has several fobs for different cars.
او چندین کلید ماشین برای خودروهای مختلف دارد.
fobs can be easily replaced if lost.
میتوان به راحتی کلیدهای ماشین را در صورت گم شدن جایگزین کرد.
make sure to keep your fobs in a safe place.
مطمئن شوید کلیدهای ماشین خود را در مکانی امن نگه میدارید.
he attached the fobs to his keychain.
او کلیدهای ماشین را به دسته کلید خود وصل کرد.
many modern cars use electronic fobs.
بسیاری از خودروهای مدرن از کلیدهای ماشین الکترونیکی استفاده میکنند.
she customized her fobs with unique designs.
او کلیدهای ماشین خود را با طرحهای منحصر به فرد سفارشی کرد.
fobs can sometimes malfunction and need reprogramming.
گاهی اوقات کلیدهای ماشین ممکن است خراب شوند و نیاز به برنامهریزی مجدد داشته باشند.
he always carries his fobs in his pocket.
او همیشه کلیدهای ماشین خود را در جیب خود حمل میکند.
she showed me her collection of colorful fobs.
او مجموعهاش از کلیدهای ماشین رنگارنگ را به من نشان داد.
key fobs
کلید فوب
security fobs
فوبهای امنیتی
smart fobs
فوبهای هوشمند
access fobs
فوبهای دسترسی
remote fobs
فوبهای از راه دور
digital fobs
فوبهای دیجیتال
car fobs
فوبهای خودرو
keyless fobs
فوبهای بدون کلید
chip fobs
فوبهای تراشه
fob keys
کلیدهای فوب
he lost his fobs while shopping.
او در حین خریدن، کلیدهای ماشین خود را گم کرد.
she has several fobs for different cars.
او چندین کلید ماشین برای خودروهای مختلف دارد.
fobs can be easily replaced if lost.
میتوان به راحتی کلیدهای ماشین را در صورت گم شدن جایگزین کرد.
make sure to keep your fobs in a safe place.
مطمئن شوید کلیدهای ماشین خود را در مکانی امن نگه میدارید.
he attached the fobs to his keychain.
او کلیدهای ماشین را به دسته کلید خود وصل کرد.
many modern cars use electronic fobs.
بسیاری از خودروهای مدرن از کلیدهای ماشین الکترونیکی استفاده میکنند.
she customized her fobs with unique designs.
او کلیدهای ماشین خود را با طرحهای منحصر به فرد سفارشی کرد.
fobs can sometimes malfunction and need reprogramming.
گاهی اوقات کلیدهای ماشین ممکن است خراب شوند و نیاز به برنامهریزی مجدد داشته باشند.
he always carries his fobs in his pocket.
او همیشه کلیدهای ماشین خود را در جیب خود حمل میکند.
she showed me her collection of colorful fobs.
او مجموعهاش از کلیدهای ماشین رنگارنگ را به من نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید