foes

[ایالات متحده]/fəʊz/
[بریتانیا]/foʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دشمنان یا مخالفان

عبارات و ترکیب‌ها

defeat your foes

شکست دادن دشمنان

make foes friends

تبدیل دشمنان به دوستان

foes become allies

دشمنان به متحد تبدیل شوند

recognize your foes

تشخیص دشمنان خود

confront your foes

مقابل دشمنان خود ایستادن

outsmart your foes

برتری بر دشمنان خود

fearsome foes ahead

دشمنان ترسناک در پیش رو

foes in battle

دشمنان در نبرد

foes and rivals

دشمنان و رقیبان

identify your foes

شناسایی دشمنان خود

جملات نمونه

he has many foes in the business world.

او دشمنان زیادی در دنیای تجارت دارد.

her foes often try to undermine her success.

دشمنان او اغلب سعی می کنند موفقیت او را تضعیف کنند.

in times of conflict, foes can become allies.

در زمان جنگ، دشمنان می توانند به متحد تبدیل شوند.

they are determined to defeat their foes.

آنها مصمم به شکست دادن دشمنان خود هستند.

he learned to respect his foes in the arena.

او یاد گرفت که دشمنانش را در میدان احترام بگذارد.

foes can sometimes teach us valuable lessons.

دشمنان گاهی اوقات درس های ارزشمندی به ما می آموزند.

she faced her foes with courage and determination.

او با شجاعت و مصممیت با دشمنانش روبرو شد.

understanding your foes is key to winning the battle.

درک دشمنان شما کلید پیروزی در نبرد است.

he turned his foes into friends through negotiation.

او از طریق مذاکره دشمنانش را به دوستان تبدیل کرد.

in literature, foes often symbolize inner conflict.

در ادبیات، دشمنان اغلب نمایانگر درگیری درونی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید